لطفا لایسنس قالب مدیفای را از پیشخوان فعال نمایید.
زندگي زيبا با مرکز مشاوره و روانشناسي کلينيک پيروزي
تهران، خيابان پيروزي
ابتداي بلوار ابوذر
پشتیبانی 24/7
02177431523            02191327517           
شنبه - جمعه : 9.00 تا 21.00

دسته بندی ها: بلاگ

تاثیر شانس در موفقیت

احتمالا افرادی را می شناسید که همیشه در کار خود موفق اند. به همین صورت نیز عده ای هرچه تلاش می کنند به نتایج قابل توجه ای نمی رسند. گاهی به ذهنسر شما هم می رسد که شاید فرد اول شانس بیشتری دارد که اتفاقات مثبت بیشتری برای او میفتد. همچنین فرد دوم نیز از شانس بسیار کمی برخوردار است. اما آیا تا به حال از خود درباره تاثیر شانس در موفقیت پرسیده اید؟ اصلا آیا شانس وجود دارد؟ چند درصد احتمالا دارد موفقیت افراد به دلیل خوش شانسی آن ها باشد؟

پاسخ همه این سوالات را می توانید در ادامه این مقاله به دست بیاورید.

تاثیر شانس در موفقیت

برای اینکه با میزان تاثیر شانس در موفقیت آشنا شوید، در ابتدا باید با مفهوم شانس و کار سخت آشنا شوید. شانس در اکثر مواقع به معنی یک پیشامد مثبت یا منفی است که بدون دلیل اتفاق میفتد و بر زندگی افراد تاثیر مستقیم دارد.

کار سخت نیز به انجام کارهای متعدد و طاقت فرسا می گویند که افراد در مسیر رسیدن به خواسته های خود حاضر به انجام آن ها می شوند.  اگر بخواهیم با شما خوانندگان عزیز روراست باشیم باید بگوییم شانس در موفقیت تاثیر دارد، اما اینطور نیست که همه چیز در شانس خلاصه شود. چه بخواهید چه نخواهید گاهی شرایط و موقعیت های اتفاقی که در مسیر زندگیتان قرار  می گیرد موجب پیشرفت شما می شود. برای اینکه این موضوع را راحت تر درک کنید به مثال های زیر توجه کنید.

موفقیت

جنگ و بیماری مالاریا

در زمان جنگ ویتنام و آمریکا، یک تیم کوچک با سرپرستی زنی به نام یویوتو در حال انجام یک عملیات مخفی بودند. کار آن ها پیدا کردن نسخه دارویی مناسب برای درمان بیماری مالاریا بود. این گروه در طی بررسی هایی که داشتند با زیر نظر گرفتن 600 گیاه مختلف، به 2000 دستور العمل متفاوت دارویی رسیدند. البته بعدها تنها 380 دستورالعمل اثرگذار از 2000 نسخه باقی ماند. در نهایت نیز این گروه توانست به یک نسخه بسیار مهم و امیدوارانه دست پیدا کند. اما متاسفانه نتیجه کار خوب نبود، زیرا نسخه احتمالی آخر هیچ تاثیری در درمان بیماری مالاریا نداشت.

در نهایت بعد از دوسال تحقیق و تفحص، سرپرست تیم به صورت اتفاقی و شاید هم بتوان گفت از روی شانس متوجه دستور اصلی این نسخه دارویی شد. تنها اشتباهی که آن ها در تشخیص گیاه دارویی موثر کرده بودند، این بود که در زمان عصاره گیری به آن گیاه حرارت زیادی داده بودند.

در پایان این قصه به چه نتیجه ای می رسید؟ احتمالا بعد از پایان این داستان به تاثیر شانس در موفقیت و پیروزی پی برده باشید. البته نمونه های دیگری هم وجود دارند که در انتها ثابت می کنند، شانس به طور واقعی وجود دارد.

برای مثال  همه ایرانیان حداقل برای یکبار از خود پرسیده اند که اگر در ایران به دنیا نمی آمدند چه اتفاقی می افتاد؟ واقعا چه اتفاقاتی رخ می داد؟ شرایط زندگی چطور بود؟ و البته احتمالا در پایان داستان درباره شانس تان که باعث شده به جای اروپا در خاورمیانه به دنیا بیایید، بد و بیراه می گویید.

هدف از گفتن این نمونه داستان ها پی بردن به اصل ارتباط بین شانس و موفقیت است. اما گفتن این داستان ها نباید باعث شود که شما خوانندگان عزیز نقش تلاش و پشتکار را در زمینه پیروزی، فراموش کنید. بعد از شنیدن این داستان ها نباید منکر موفقیت حاصل از تلاش شوید. زیرا در هر حال همیشه با شانس نمی توان در تمام مراحل زندگی پیروز شد.

با این تفاسیر جایگاه تلاش و کوشش کجاست؟

اینکه بخواهید از خود سوال کنید،که چرا بعد از این موضوعات باید تلاش کنم؟ کاملا عادی است. اولین نکته ای که باید در این مورد بدانید این است که نباید نگاه صفر و صدی به مسئله ای داشته باشید. اگر بخواهید همه چیز را در شانس ببینید دیگر هیچگاه تلاشی برای رسیدن به آرزوهای خود نخواهید کرد. از طرفی هم افرادی که همه چیز را در تلاش می بینند با بروز اولین مشکلات در روند کارشان دچار نگرانی و اضطراب می شوند. یا شاید هم بعد از یک شکست دیگر هیچگاه از زمین برنخیزند.

زمانی که برای رسیدن به هدفی تلاش نکنید، احتمالا هیچگاه آن را تجربه نخواهید کرد. باید بدانید شانس و موفقیت کاملا با یکدیگر در ارتباط اند، زمانی که شما دست از تلاش بکشید و برای موفقیت در کاری هیچ کاری انجام ندهید، در واقع دروازه های شانس را هم به خود بسته اید. در اکثر مواقع شانس در ادامه مسیر موفقیت به شما رو می کند. هر چند بسیاری از افرادی که به موفقیت در زمینه ای دست می یابند هیچگاه از شانس سخن نمی گویند و تنها دلیل موفقیت خود را تلاش خود می دانند، اما حقیقت این است در بعضی از اوقات شانس نیز باعث اتفاقات مثبت در زندگی افراد می شود.

عوامل موثر بر موفقیت

موفقیت خود را محدود به شانس نکنید

موضوع مهمی که باید به آن توجه داشته باشید این است که هیچگاه نباید مسیر زندگی خود را محدود به شانس کنید. همانطور که پیش از این گفتیم زمانی که در یک مسیر قرار می گیرید شانس شما برای رسیدن به اهدافتان بالا می رود. در واقع بدون طی کردن مسیر پیش رو هیچگاه شانس در خانه تان را نمی زند. پس اگر نشسته اید و منتظرید با شانس اتفاق زیبایی در زندگیتان رخ دهد یا اینکه مدام با خود می گویید من که خوش شانس نیستم پس چرا تلاش کنم، تنها به خود ظلم می کنید. در نهایت آنچه باعث ایجاد خوش شانسی شما می شود، نیروی باور و اعتقادات شما است. اگر باور دارید خوش شانسید پس همینطور می شود، اگر به این موضوع اعتقادی ندارید هم باید تلاش کنید. پس لطفا هیچگاه زندگی خود را محدود به شانس ندانید.

سخن آخر

آنچه که در این مقاله از آن صحبت کردیم درباره تاثیر شانس در موفقیت بود. ترکیب این دو عامل می تواند شما را به موفقیت های بزرگی برساند اما فراموش نکنید شانس در همه جا جوابگو نیست. اما بی تاثیر هم نیست.

طلاق عاطفی یا طلاق خاموش چیست؟

 

اکثر افراد تصور می کنند طلاق زمانی اتفاق میفتد که یک زوج رسما از یکدیگر جدا شوند و به طور کلی جدا از یکدیگر زندگی کنند. اما در واقع طلاق نوع دیگری هم دارد که به آن طلاق عاطفی یا طلاق خاموش می گویند. در این نوع طلاق زوجین در کنار یکدیگر و در نقش همسر هستند اما در واقع هیچ تعهد و عشقی نسبت به یکدیگر ندارند. شاید آن ها مجبور به زندگی کنار هم باشند و حتی انگیزه خود را برای طلاق و جدایی نیز از دست داده باشند.طلاق عاطفی یا طلاق خاموش  نه تنها در زندگی زوج ها بلکه در زندگی خانواده ها و حتی فرزندانشان نیز تاثیر بسیار بدی می گذارد.

آیا زوج هایی که دچار طلاق عاطفی می شوند از ابتدا به یکدیگر علاقه ای نداشتند؟

در پاسخ باید بگوییم خیر اینطور نیست. بسیاری از زوج هایی که دچار طلاق خاموش شده اند با عشق و علاقه زندگی مشترک خود را شروع کرده و در ادامه به دلایل مختلفی از هم دور شده اند. البته باید به این نکته نیز توجه داشته باشید که همیشه هم اینطور نیست. گاهی وقت ها ازدواج نادرستی که افراد دارند منجر به این نوع طلاق می شود.

ازدواج های ناسالم کدامند؟

  • ازدواج به دلیل تنهایی
  • ازدواج به دلیل حرف های مردم دور و اطراف
  • ازدواج از سر نیاز مالی
  • ازدواج به دلیل چشم و هم چشمی
  • ازدواج برای ادامه دادن یک نسل
  • ازدواج به دلیل تحمیل نظر خانواده و اطرافیان

*زوج هایی که با یکی از دلایل بالا ازدواج کنند در اغلب موارد دچار طلاق خاموش می شوند.

تعریف طلاق عاطفی

در ادبیات فارسی طلاق به معنی بیزاری و حس جدایی یا جدا شدن یک ارتباط یا پیوند است. اما طلاق عاطفی یه معنی از دست رفتن یک رابطه گرم بین زوج است. در همان زمانی که زوج ها به جای ما از کلمه من استفاده می کنند، طلاق خاموش بین آن ها رخ داده است. تفاوت این طلاق با طلاق رسمی این است که زوج ها در کنار یکدیگر زندگی می کنند ولی تعهد آن ها نسبت به یکدیگر از بین رفته است.

طلاق خاموش به چه شکل هایی رخ می دهد؟

  • عدم ارتباط درست با همسر
  • عملی کردن تصمیماتی که برخلاف نظر طرف مقابل است.
  • پنهان کردن اهداف و آرزوها از همسرمان برای جلوگیری از انتقاد از طرف او
  • نادیده گرفتن تلاش های همسر
  • تحقیر همسر
  • عدم مشورت با همسر در کارها
  • خیال پردازی درباره جدایی از همسر
  • عدم وقت گذاشتن برای همسر
  • فوکوس روی فرزندان و بی توجهی کامل به همسر
  • کار کردن زیاد و ماندن در محل کار به جای خانه

زندگی بدون عشق و محبت

دلایل بروز طلاق عاطفی

عدم خودشناسی

شاید مهم ترین و اولین دلیلی که منجر به طلاق خاموش می شود، عدم شناخت درست ویژگی های خود است. افراد قبل از ازدواج به خوبی با خواسته های خود آشنایی ندارند. آن ها نمی دانند هدف اصلی شان از ازدواج چیست. شاید هم توقعات و انتظارات بسیار رویایی از طرف مقابل داشته باشند. در حالی که حتی خودشان هم از پس انتظاراتشان بر نمی آیند. از طرفی فردی که به خوبی خود را نمی شناسد، نمی تواند کنترلی روی رفتار و و عملکرد خود در زندگی داشته باشد. همچنین این فرد بسیاری از مهارت های مهم زندگی را نیز فرا نگرفته است. پس در نهایت احتمال اینکه بعد از ازدواج دچار طلاق خاموش شود بسیار زیاد است.

عدم آمادگی برای ازدواج

لطفا تفکر رویایی خود را درباره ازدواج کنار بگذارید. ازدواج آن چیزی نیست که در کتاب ها و داستان های عاشقانه خوانده اید. ازدواج سراسر شادی و خوشی نیست. ازدواج یک مسیر بسیار بلند است که پستی ها و بلندی های زیادی دارد. توصیه اکید متخصصان به جوانانی که قصد ازدواج دارند، آشنایی با مهارت های لازم درباره ازدواج است. همچنین جوانان باید در تمام جوانب آمادگی شروع یک زندگی مستقل به همسر خود را داشته باشند و با دیدگاه مناسب و منطقی تن به ازدواج دهند.

عدم شناخت درست طرف مقابل

بسیاری از خانواده های ایرانی زمان مناسبی برای شناخت زوج ها قرار نمی دهند. این افراد به دلایل عقاید و تفکر قدیمی که دارند اجازه نمی دهند تا زوج ها به درستی یکدیگر را بشناسند. از طرفی هم رودربایستی زوج ها در اوایل رابطه باعث می شود شناخت درستی نسبت به یکدیگر به دست نیاورند. همه این عوامل باعث طلاق عاطفی می شود. (به این نکته توجه کنید که هیچ انسانی کامل نیست، در واقع هیچ ایده آلی بر روی زمین وجود ندارد، پس دید منطقی نسبت به همسر خود داشته باشید. ممکن است همسر شما ویژگی های داشته باشد که برخلاف میل و خواسته شما باشد، اما تا زمانی که بتوانید یکدیگر را درک کنید و به نظر طرف مقابل احترام بگذارید، این عدم انطباق در تفکر موجب طلاق عاطفی یا طلاق خاموش شما نمی شود.

ازدواج اجباری

با وجود اینکه در گذشته احتمال بروز ازدواج های اجباری بسیار بیشتر از زمان حال بوده، با این حال هنوز هم خانواده هایی هستند که فرزندان خود را مجبور به ازدواج می کنند. این مورد می تواند دلایل مختلفی هم داشته باشد. البته در حال حاضر بسیاری از دختران و پسران نیز خود را مجبور به ازدواج می کنند. برای مثال این اتفاق در موقعیت هایی پیش می آید که طرف مقابل ثروت زیادی دارد. در این شرایط شاید دختر یا پسر تنها به دلیل موقعیت مناسب طرف مقابل خود را مجبور به ازدواج با او کند.

هر گونه اعتیاد به مواد

اعتیاد به مواد مخدر زندگی زوج ها را خراب و آن ها را از یکدیگر دور می کند. شاید هم به همین دلیل است که از قدیم می گویند اعتیاد خانمان سوز است. در این بین بسیاری از زوج ها به دلایل مختلفی، مانند وجود فرزندان یا عدم شرایط مناسب برای طلاق رسمی به زندگی در کنار همسر خود ادامه می دهند. اما در واقع طلاق خاموش مدت ها پیش آن ها را از یکدیگر جدا کرده است.

نداشتن بچه

این عامل برای همه زوج ها ملاک نیست، زیرا در دنیا امروز بسیاری از زوج ها با اختیار و انتخاب کامل تصمیم می گیرند که بچه دار نشوند. اما اگر زوجی نتواند بچه دار شود و به داشتن فرزند نیز علاقه بسیاری داشته باشند، امکان دارد به مرور دچار طلاق عاطفی شود.

ترس از آینده

عواملی که باعث سرعت بخشیدن در طلاق عاطفی می شود:

  • بی اعتمادی
  • مشکلات ارتباطی
  • نارضایتی جنسی
  • عدم تامین نیازهای عاطفی طرف مقابل
  • عدم تعادل روحی مرد
  • عدم صرف وقت کافی برای یکدیگر
  • همراه و همدل نبودن
  • رفتار خشونت آمیز مرد
  • بی توجهی یا کم توجهی به طرف مقابل
  • عدم درک طرف مقابل
  • بی توجهی به نظرات طرف مقابل

روش های پیشگیری از طلاق خاموش

  • بدون چشم داشت و انتظار جبران به همسرتان ببخشید. به این صورت او نیز توجه بیشتری به شما خواهد داشت.
  • در زمان عصبانیت با رفتارهای نسنجیده به مشکلاتتان دامن نزنید. برای مثال زمانی که بین شما و همسرتان بحثی ایجاد می شود، سعی کنید خود را کنترل کنید .و بعد از پایان دعوا در موقعیتی مناسب با او به گفت و گو بپردازید.
  • به خواسته ها و نیازها همسرتان توجه کنید برای مثال از او سوال کنید برای داشتن زندگی شادتر چه کاری از دست شما بر می آید؟
  • فوکوس خود را بر روی زمان حال بگذارید و از توجه به مشکلات و سختی های گذشته، دوری کنید.
  • در هیچ شرایطی وارد جنگ با همسرتان نشوید.
  • از سرزنش کردن همسرتان آن هم به صورت مداوم خودداری کنید. اگر نیاز است طرف مقابلتان بعضی از رفتارهایش را تغییر دهد از روش های دیگری به جز سرزنش کردن استفاده کنید.
  • مهم ترین هدف یک خانم یا آقای متاهل خانواده اوست. پس اهداف و خواسته های خود را بر طبق این موضوع طبقه بندی کنید.
  • به دنبال راه هایی باشید که همسرتان را از طریق آن به سمت خود و کارهای مورد نظرتان ترغیب می کند. در صورت موثر نبودن یک روش ناامید نشوید و از روش های دیگری استفاده کنید.
  • در موقعیت های گوناگون به تحسین و تعریف از همسرتان بپردازید.
  • همسر و شرایط زندگی خود را با دیگران مقایسه نکنید.
  • انتظارات غیر واقعی خود را کنار بگذارید. این موضوع از بسیاری از بحث ها و درگیری ها جلوگیری می کند.

بیشتر بخوانید:حق طلاق با کیست – صفر تا صد حق طلاق + مزایا و معایب

مراحل بروز طلاق خاموش یا عاطفی چیست؟

این نوع طلاق 5 مرحله دارد که در ادامه به معرفی آن ها می پردازیم.

مرحله اول

در مرحله اول، فردی که شروع کننده این نوع طلاق است در ناامیدی کامل به سر می برد. او همسر خود را مقصر تمام ناکامی ها و مشکلات زندگی می داند. او تلاش دارد با مقصر دانستن و سرزنش طرف مقابل خود را از یک زندگی پر تلاطم و نا آرام نجات دهد.

مرحله دوم

در این مرحله فرد شروع کننده دچار یاس بسیار است. غم و اندوه فراوانی زندگی و افکار این فرد را فراگرفته و نمی تواند به درستی خود را کنترل کند. او در مقابل هر رفتاری سریعا واکنش نشان می دهد و عصبی می شود. همچنین از انجام مسئولیت های خود سرباز می زند. به صورت کلی در این مرحله تمام جنبه های زندگی دچار سستی می شود.

مرحله سوم

در مرحله سوم شروع کننده، خشم بسیار زیادی دارد. او  می خواهد همسر خود را در قبال اشتباهاتی که کرده تنبیه کند. تفکر او این است که همسرش گناهکار است و باید تاوان کارهایش را بدهد. حتی ممکن است خشم خود را نسبت به فرزندانش نیز نشان دهد. فرد شروع کننده در این مرحله به شدت دچار ترس و اضطراب می شود. او مداما در حال تفکر راجع به زندگی آینده است. او با خود می گوید آیا می توانم در آینده از پس زندگی ام برایم؟ آیا به تنهایی و بدون حمایت می توانم زندگی کنم؟

مرحله چهارم

در این مرحله شروع کننده سعی می کند به خود اعتماد کند. او در واقع به طوری رفتار می کند که گویی تنها است و هیچ احتیاجی به همسر ندارد. در این مرحله دیدگاه شروع کننده نسبت به خود تغییر می کند، او سعی می کند خود را تغییر دهد.

مرحله پنجم

در این مرحله افراد، کنترل زندگی خود را به دست می گیرند. و در اصل یک تصمیم مهم برای زندگی خود اتخاذ می کنند. زوج هایی که در مرحله پنجم طلاق عاطفی یا طلاق خاموش  قرار دارند. بدون هیچ بحث و جدلی و به صورت کاملا منطقی رسما از یکدیگر جدا می شوند.

تاثیر طلاق خاموش بر فرزندان چیست؟

فرزندان اولین کسانی هستند که بعد از والدین خود، مشکلات این نوع طلاق را تحمل می کنند. بار روانی طلاق عاطفی یا طلاق خاموش  برای کودکان بسیار زیاد است. از این رو آن ها را مشکلات بسیار زیاد را تحمل می کنند. در ادامه به معرفی بعضی از این موارد می پردازیم.

پرخاشگری در فرزندان

اضطراب و انواع مشکلات روانی

کودکان با دیدن از بین رفتن روابط گرم بین والدین خود دچار اضطراب می شوند. حتی در بعضی مواقع خود والدین با فرزند خود درد و دل می کنند. این کار بسیار اشتباه است، زیرا به ترس و اضطراب بیشتر فرزند خود دامن می زند.

رفتار پرخاشگرانه

یکی دیگر از مشکلات بسیار مهمی که در حین طلاق خاموش زوجین، برای فرزندان ایجاد می شود.رفتار پرتنش و پرخاشگرانه در آن ها است. این رفتارها از بی توجهی والدین به فرزندان و میزان تنشی که در یک خانواده وجود دارد، سرچشمه می گیرد.

 

دریافت محبت در خارج از خانه

نکته بعدی دریافت عشق و محبت در خارج از محیط خانواده است. همه فرزندان برای داشتن یک زندگی سالم و رشد مناسب به عشق و محبت خانواده خود نیاز دارند. در صورتی که آن ها این عشق را از خانواده دریافت نکنند به سوی افراد نامناسب در اجتماع کشیده می شوند. و به دنبال عشق و محبت در خارج از محیط خانواده می گردندند. این موضوع موجب بروز مشکلات بسیاری برای آن ها خواهد شد.

راه های درمان طلاق عاطفی یا طلاق خاموش چیست؟

پذیرش واقعیت ها

در مرحله اول برای حل این مشکل باید واقعیت را بپذیرید. به این صورت می توانید برای تجدید زندگی زناشویی و بهتر شدن آن تلاش کنید.

مدیریت احساسات

در مرحله دوم لازم است احساسات خود را کنترل کنید .تا واکنش مناسب تری در برابر رفتار همسرتان داشته باشید. توجه کنید که شما نمی توانید دیدگاه و رفتار همسر خود را تغییر دهید، اما با کنترل احساسات خود می توانید شرایط را بهتر کنید.

توجه به خود

مراقبت از خود را در اولویت همه کارهایتان قرار دهید. برای مثال مدیتیشن و یوگا کنید. مرتب ورزش کنید و خود مراقبتی داشته باشید. به این صورت می توانید در برابر آسیب های طلاق خاموش از خود محافظت کنید.

سخن آخر

طلاق عاطفی یکی از بدترین انواع طلاق ها است. افرادی که این نوع طلاق را تجربه می کنند، به طور معمول از یکدیگر دور شده و در واقع تنها طرف مقابل را تحمل می کنند. اگر شما خوانندگان عزیز نیز در چنین شرایطی به سر می برید، برای رفع مشکلات خود می توانید با روانشناسان کلینیک پیروزی مشورت کنید تا بهتر بتوانید شرایط خود را مدیریت و کنترل کنید.

تاثیر ویتامین D بر افسردگی

افسردگی یکی از شایع ترین اتفاقاتی است که در چند سال اخیر بسیار گسترش یافته است. عوامل مختلفی می تواند موجب افسردگی در افراد شود، یکی از این عوامل کمبود ویتامین D است. شاید جالب باشد که بدانید تاثیر ویتامین D بر افسردگی بسیار زیاد است. کمبود این ماده مغذی در بدن انسان، موجب بروز بیماری های مختلفی از جمله افسردگی می شود.

تاثیر ویتامین D بر افسردگی چیست؟

شاید در ابتدا عجیب به نظر برسد که کمبود یک ویتامین در بدن موجب افسردگی شده است. اکثر افراد تصور می کنند عوامل جسمانی هیچ تاثیری بر افسردگی ندارد، در حالی که اینطور نیست. در بسیاری مواقع تغذیه نادرست و عدم دریافت ویتامین های لازم مثل ویتامین دی افسردگی را در بدن تشدید می کند. محققان نیز طی تحقیقاتی در سال 2013 متوجه تاثیر ویتامین D بر افسردگی شده اند. آن ها بعد از این تحقیق به افرادی که دچار افسردگی شده بودند توصیه کردند ویتامین دی بیشتری در برنامه غذایی خود بگنجانند.

تاثیر کمبود ویتامین دی بر خلق و خوی افراد

به طور کلی ویتامین دی تاثیر زیادی بر سلامت بدن افراد دارد. کمبود این ویتامین در بدن نیز بیماری های مختلفی را در پی دارد. کمبود ویتامین دی موجب خستگی و احساس ناامیدی در افراد می شود. همچنین بی خوابی یا پرخوابی، تفکر خودکشی و مرگ و حتی دردهای عضلانی از جمله دیگر تاثیرهای کمبود ویتامین دی بر بدن است. با بروز همه این اتفاقات نیز خلق و خوی افراد بهم می ریزد و در نتیجه افسردگی رخ می دهد. این نکته را هم باید بدانید که گیرنده های ویتامین دی در مغز دقیقا در همان قسمتی قرار دارند که با گیرنده های افسردگی و شرایط خلق و خوی افراد در ارتباط است. همه این عوامل تاثیر ویتامین D بر افسردگی را ثابت می کند.

آیا دریافت ویتامین دی به تنهایی موجب درمان افسردگی می شود؟

خیر، با وجود اینکه ارتباط این ویتامین با افسردگی ثابت شده است اما وجود آن به تنهایی در درمان افسردگی کارساز نیست. توجه کنید که افسردگی عوامل متعددی دارد. از این رو برای درمان آن باید تمام موارد را در نظر گرفت. تنها با افزایش میزان یک ویتامین در بدن، افسردگی افراد از بین نمی رود. البته نمی توان منکر تاثیر تغذیه مناسب بر درمان افسردگی شد، اما با این وجود برای درمان کامل این بیماری باید به روانشناس مراجعه کنید.

ویتامین D

علائمی که نشان دهنده ارتباط ویتامین D بر افسردگی است چیست؟

  • اضطراب
  • کاهش میل جنسی
  • سردرد یا کمردرد
  • مشکل تمرکز
  • فراموشی
  • کاهش یا افزایش وزن زیاد
  • کاهش اشتها
  • بی حالی و کسالت
  • کاهش یا افزایش وزن
  • خواب آلودگی و بی خوابی بیش از حد
  • ناامیدی، غم و اندوه فراوان
  • تفکر مرگ و خودکشی
  • عدم علاقه به فعالیت های لذت بخش سابق

چطور کمبود ویتامین دی را تشخیص دهیم؟

به صورت کلی تشخیص کمبود ویتامین دی در بدن از طریق آزمایش انجام می شود. اما تشخیص این موضوع به عهده پزشکان است. زمانی که افراد برای درمان افسردگی خود به مشاور مراجعه می کنند، روانشناس با معاینه بیمار علائم او را تشخیص می دهد. در صورت لزوم نیز به بیماران توصیه می کند آزمایش های لازم را انجام دهند.

چه عواملی باعث کمبود ویتامین D در بدن افراد می شوند؟

عوامل زیادی وجود دارد که می تواند نشانه کمبود ویتامین دی در بدن باشد. البته وجود این عوامل لزوما کمبود ویتامین دی را در بدن ثابت نمی کند اما به طور معمول وجود این موارد خطر کمبود این ویتامین را افزایش می دهد. در ادامه مهم ترین مواردی که تا به حال نشان دهنده کمبود ویتامین D در بدن بوده را بیان می کنیم. به خاطر داشته باشید روش اصلی تشخیص کمبود ویتامین دی در بدن انجام آزمایش های لازم در این زمینه است. پس لطفا تنها به وجود مواردی که در ادامه بیان می کنیم بسنده نکنید و در صورتی که فکر می کنید بدنتان به کمبود این ویتامین دچار شده به پزشک مراجعه کنید.

کمبود دریافت نور خورشید

نور خورشید مهم ترین منبع دریافت ویتامین دی بدن است. البته قرار گیری مداوم در برابر نور خورشید بدون ضد آفتاب می تواند مشکلات فراوانی را برای افراد ایجاد کند. به همین دلیل عموما افراد مختلف خود را در معرض نور خورشید قرار نمی دهند، یا برای قرار گرفتن در معرض نور خورشید از ضد آفتاب های قوی استفاده می کنند. میزان دریافت ویتامین D از نور خورشید نیز می تواند بسته به شرایط اقلیمی و پوست افراد مختلف، متفاوت باشد. اگر شما هم مدت زمان کمی در معرض نور خورشید هستید احتمالا بدنتان ویتامین دی کمی دارد.

رژیم غذایی مناسب

رژیم غذایی عاری از ویتامین دی

به صورت کلی مواد غذایی کمی ویتامین دی دارند. البته میزان ویتامین D آن ها نیز بسیار زیاد نیست. از این رو متخصصان همیشه به افراد توصیه می کنند این دسته از مواد غذایی را بیشتر در برنامه غذایی خود بگنجانند تا ویتامین دی بیشتری دریافت کنند. این مواد شامل ماهی ماکرل یا خال‌مخالی، ماهی سالمون، سایر ماهی های چرب، چربی های حیوانی، روغن ماهی، بعضی از قارچ ها، شیر، زرده تخم مرغ، آب پرتقال، ماست و غلات صبحانه است.

رنگ پوست

شاید جالب باشد بدانید که رنگ پوست نیز می تواند در کمبود ویتامین D بدن تاثیرگذار باشد! افرادی که پوست تیره دارند به دلیل ملانین بیشتر، ویتامین دی کمتری جذب می کنند. طی تحقیقاتی که در سال 2006 انجام شده محققان متوجه شده اند که افراد آفریقایی، آمریکایی ویتامین دی کمتری نسبت به دیگر آمریکایی ها دارند. البته هنوز متخصصان متوجه نشده اند که این موضوع می تواند باعث بیماری های مختلف در افراد شود یا خیر.

دلایل کمبود ویتامین دی در بدن

عرض های جغرافیایی بالاتر

عرض های جغرافیایی بالاتر نیز یکی از آن مواردی است که می تواند موجب کمبود ویتامین D در افراد شود. در واقع علت این موضوع کاهش تابش نور خورشید است. خورشید در این مناطق کمتر می تابد. از این رو مردم ساکن این مناطق نیز ویتامین دی کمتری نسبت به دیگر جمعیت دنیا دارند. نیمه شمالی آمریکا یکی از این مناطق است.

سن

سن نیز یکی از عوامل بروز کمبود ویتامین D در بدن است. پوست در سنین بالا کارآمدی کمتری برای سنتز ویتامین دی دارد، از طرفی افراد سن بالا نیز کمتر در برابر نور خورشید قرار می گیرند. از این رو احتمال کاهش ویتامین دی در افراد سن بالا بیشتر از افراد سن پایین است.

چاقی

اضافه وزن زیاد باعث کمبود ویتامین دی در بدن می شود. در تحقیقاتی که انجام شده، متخصصان متوجه شده اند، افرادی که شاخص توده بدنی آن ها بالاتر از 30 است، ویتامین دی کمتری نسبت به افراد دیگر دارند. یکی از مهم ترین دلایل این موضوع نیاز بیشتر افراد چاق به ویتامین دی است.

سخن آخر

تاثیر ویتامین D بر افسردگی بسیار زیاد است. با وجود اینکه افسردگی دلایل زیادی دارد و تنها کمبود ویتامین دی موجب این بیماری روحی نمی شود، اما باید بدانید تاثیر کمبود این ویتامین بر افسردگی نیز زیاد است. فراموش نکنید افسردگی تنها از طریق تامین ویتامین دی جبران نمی شود. اولین و مهم ترین کاری که افراد افسرده می توانند برای درمان خود انجام دهند، مراجعه به یک روان درمانگر مناسب است. خوشبختانه متخصصان کلینیک پیروزی نیز همیشه در خدمت افراد مختلف هستند تا بتوانند آن ها را برای حل مشکلاتشان راهنمایی کنند. شما می توانید برای درمان افسردگی یا دیگر عارضه های روحی به کلینیک پیروزی مراجعه کنید.

 

افسردگی یکی از شایع ترین اتفاقاتی است که در چند سال اخیر بسیار گسترش یافته است. عوامل مختلفی می تواند موجب افسردگی در افراد شود، یکی از این عوامل کمبود ویتامین D است. شاید جالب باشد که بدانید تاثیر ویتامین D بر افسردگی بسیار زیاد است. کمبود این ماده مغذی در بدن انسان، موجب بروز بیماری های مختلفی از جمله افسردگی می شود.

 

 

 

 

پشیمانی بعد از طلاق ، مهم ترین دلایل آن چیست؟

به طور قطع طلاق یکی از سخت ترین تصمیمات زندگی افراد است. زمانی که دو فرد تصمیم به ازدواج با یکدیگر می گیرند، هیچ گاه به طلاق و از هم پاشیده شدن زندگی خود فکر نمی کنند، اما واقعیت این است که نمی دانید در آینده چه چیزهایی قرار است در مسیر زندگی تان قرار بگیرد. با اینکه کارشناسان و مشاوران، طلاق را آخرین راه می دانند، اما در بعضی از شرایط این روش را به مراجعان خود توصیه می کنند. اما آیا همه افراد بعد از طلاق خود احساس مناسبی دارند؟

خیر بسیاری از زوج ها بعد از طلاق خود، احساس ناامیدی و شکست دارند. تازه در این شرایط است که با خود می گویند آیا کار درستی کردم؟ ایا طلاق راه مناسبی بود؟ پشیمانی بعد از طلاق، یک اتفاق کاملا رایج بین افرادی است که تصمیم به طلاق می گیرند. آن ها بعد از طلاق دائما در حال مواخذه خود هستند تا مطمئن شوند بهترین راهکار را انتخاب کرده اند.

در ادامه به بررسی راهکارهایی می پردازیم که می تواند به از بین بردن احساس پشیمانی بعد از طلاق به شما کمک کند.

دلایل پشیمانی بعد از طلاق چیست؟

احساس پشیمانی بعد از طلاق متاثر از اتفاقات و تغییرات زیادی است که افراد بعد از طلاق خود تجربه می کنند. زمانی که دو نفر از یکدیگر جدا می شوند، تغییرات بسیار بزرگ و اساسی در زندگی خود ایجاد می کنند. آن ها باید به طور کلی زندگی سابق خود را فراموش کنند و وارد زندگی جدیدی شوند. ترس، اضطراب، شرایط افراد در جامعه و نگاه آن ها، همه و همه می تواند احساس پشیمانی بعد از طلاق را در افراد ایجاد کند. باید بدانید این احساس مختص به خانم ها یا آقایان نیست. در بسیاری از موارد هر دو طرف این احساس را تجربه می کنند.

مشکلات طلاق برای فرزندان

شرایط فرزندان بعد از طلاق

شاید مهم ترین علت بروز احساس پشیمانی بعد از طلاق، شرایطی است که برای فرزندان زوج ها ایجاد می شود. حتی در بسیاری از موارد افراد با وجود زندگی بسیار سختی که دارند تنها به خاطر فرزند خود حاضر به ادامه زندگی شان می شوند. در واقع مادر و پدرها در بیشتر مواقع شادی و حال خوب فرزندان را مقدم بر حال خوب خود می دانند. بعد از طلاق نیز فرزندان با آسیب ها و مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند. از نگاه نامناسبی که به کودک طلاق در جامعه وجود دارد تا شرایط روحی و ضربه عاطفی که کودک به آن دچار شده، همگی باعث بهم ریختگی شرایط آن ها می شود. فرزندان بعد از طلاق محبت کافی را از پدر و مادر خود دریافت نمی کنند. همچنین در بسیاری از موارد مجبور به انتخاب یکی از آن ها هستند. همه این موارد باعث می شود شرایطی بسیار بد در زندگی فرزندانِ افرادی که قصد دارند از یکدیگر طلاق بگیرند، ایجاد شود.. به همین دلیل نیز بسیاری از زوج ها بعد از طلاق خود احساس پشیمانی می کنند.

دید منفی جامعه

متاسفانه دید جامعه به افرادی که طلاق گرفته اند بسیار بد است. این مشکل در جوامع سنتی مانند ایران بیشتر است. این مشکل باعث می شود افراد بعد از طلاق خود تنش ها و فشار فکری بیشتری را تحمل کنند. اتفاق بدتر آنجایی است که زنان در این مورد سختی و مشقت بیشتری تحمل می کنند. نگاه جامعه به زنان مطلقه بسیار بدتر از مردانی است که طلاق گرفته اند. در بسیاری از موارد زن بعد از طلاق خود شرایط ایجاد یک زندگی مناسب را ندارد. او به راحتی نمی تواند کار کند یا خانه ای مناسب برای خود فراهم کند. محدودیت های روانی، مشکلات مالی و اقتصادی همگی باعث می شود در بسیاری از موارد خانم ها به طلاق فکر نکنند. شاید هم به این دلیل باشد که در اکثر مواقع خانم ها با سختی ها و مشکلات زندگی زناشویی راحت تر کنار می ایند، در واقع آن ها می دانند که بعد از طلاق شرایط راحتی نخواهند داشت.

شرایط اقتصادی نامناسب

فشار اقتصادی و محدودیت های مالیِ بعد از طلاق نیز عامل دیگر پشمانی افراد است. این مشکل نیز بیشتر گریبان گیر خانم ها است. بسیاری از خانم ها بعد از طلاق مشکل تامین مالی خود را دارند. حتی اگر نخواهند زندگی مستقلی برای خود ایجاد کنند. و نیازی به اجاره خانه جدید نداشته باشند، باز هم پول گرفتن از والدین کار راحتی نیست. از طرفی خود طلاق نیز هزینه های زیادی را در بر می گیرد. البته نباید تصور کنید آقایان بعد از طلاق هیچ مشکل مالی ندارند زیرا در بسیاری از مواقع مردان مجبور به پرداخت مهریه همسر سابقشان هستند. همچنین آن ها باید هزینه های مربوط به فرزندان را نیز پرداخت کنند. پس محدودیت های مالی به هر دو طرف اسیب هایی را وارد می کند.

دلتنگی

اگر شما نیز جزو آن دسته از افرادی هستید که تصور می کنید.زوجین بعد از طلاق هیچ احساس دلتنگی نسبت به یکدیگر ندارند، کاملا در اشتباهید. مسئله دلتنگی دلیل دیگری است که به واسطه آن افراد بعد از طلاق خود، احساس پشیمانی دارند. به هرحال هر زن و شوهری در کنار یکدیگر حال خوب را نیز تجربه کرده اند. این موضوع خود باعث دلتنگی افراد می شود.

باید بدانید بعضی از زوج ها با وجود علاقه ای که نسبت به یکدیگر دارند، مجبور به طلاق می شوند. این افراد بعد از طلاق نیز به همسر سابق خود علاقه دارند و احساس دلتنگی زیادی نسبت به او دارند.

راه نجات زندگی

تاثیر طلاق بر ازدواج بعدی

طلاق تاثیر بسیار سنگین و بزرگی بر زندگی افراد دارد. بسیاری از افراد برای ترمیم روحیه خود به حداقل 3 سال زمان نیاز دارند. اما در بسیاری از مواقع به دلیل محدودیت ها و مشکلات مختلفی که دارند، تصمیم می گیرند سریع تر وارد زندگی جدیدی بشوند. حتی آن ها ترجیح می دهند وارد یک رابطه موقت شوند، اما تنها نباشند. این در حالی است که هیچ کدام از ضربه های روحی مشکلات گذشته، برای افراد جبران نشده است. پس در نتیجه در بسیاری از مواقع نیز افراد از طلاق خود احساس پشیمانی دارند.

طبق آمار میزان پشیمانی بعد از طلاق چقدر است؟

در سال 2014 در روزنامه (The Daily Mail)  نظرسنجی درباره میزان پشیمانی افراد بعد از طلاق انجام شد. نتایج این نظرسنجی باورنکردنی بود! نتایج نشان می داد از هر 2000 زوجی که از همسر خود طلاق گرفته اند، 50 درصدشان پشیمان اند!

همچنین یک موسسه حقوقی در آمریکا در سال 2016 مطالعاتی را درابطه با روابط افراد انجام داد. که نشان می داد 68 درصد از پاسخ دهندگان از طلاق خود راضی هستند.

این آمار نشان هنده امار واقعی میزان پشیمانی بعد از طلاق نیست، زیرا ممکن است در هر سال نظرات و دیدگاه افراد تغییر زیادی پیدا کند. با این حال می توانید متوجه شوید که به طور کلی چقدر میزان پشیمانی افراد بعد از طلاق از همسرشان، زیاد است.

از نظر روانشناسی مهم ترین دلیل پشیمانی افراد بعد از طلاق چیست؟

  • نیاز جنسی یکی از آن دلایلی است که می تواند موجب پشیمانی افراد بعد از طلاق شود. به طور حتم بعد از طلاق این نیاز غریزی انسان به خوبی برآورده نمی شود. و می تواند موجب پشیمانی و اذیت شدن افراد شود.
  • بعد از طلاق، افراد نگاه بهتری به اشتباهات و خطاهای شخصی خود قبل از جدایی دارند.
  • نیازهای عاطفی بسیار زیاد و عدم پاسخ دهی مناسب به آن ها
  • تنهایی
  • عجله زیاد برای جدایی و طلاق
  • عدم توانایی در کنترل میزان خشم و حسادت
  • غلبه احساسات بر منطق
  • شرایط مالی نابسامان بعد از طلاق
  • عدم مشاوره با روانشناسان مناسب در این زمینه

آیا احساس پشیمانی بعد از طلاق درست است؟

طراحتا نمی توان درباره درست یا غلط بودن این احساس نظری داد. زیرا این احساس در اکثر مواقع برای زوج ها اتفاق میفتد. حتی زوج هایی که طلاق بهترین پیشنهاد برای آن ها بوده نیز ممکن است بعد از طلاق خو،د لحظه ای احساس پشیمانی کنند. این موضوع را هم باید در نظر داشته باشید که همیشه انسان ها به دنبال حاشیه امن زندگی هستند و از خارج شدن و ریسک کردن در مسیر زندگی می ترسند. این موضوع باعث می شود همه زوج ها بعد از طلاق احساس پشیمانی همراه با ترس و اضطراب را داشته باشند. به همین دلیل این احساس کاملا طبیعی است.

راهکارهایی مناسب برای کنار آمدن با حس پشیمانی بعد از جدایی

همانطور که پیش از این گفتیم این احساس کاملا طبیعی است. اگر با فکر قبلی و یا ایمان کامل طلاق گرفته باشید. نباید خود را در این تفکر و حس پشیمانی غرق کنید، باید سریع تر تلاش کنید تا از این منجلاب دربیایید و به زندگی عادی خود برگردید. برای اینکار می توانید از روش های زیر استفاده کنید.

دست از سرزنش کردن خود بردارید

اگر تمام مراحل جدایی خود را پشت سر گذاشته اید و فکر می کنید با تمام مشکلات پیش رو تصمیم درستی گرفتید، پس لطفا دست از سرزنش کردن خود بردارید. خود سرزنش گری باعث می شود از اهداف و زندگی آینده خود باز بمانید و تا مدت ها با حسرتِ زندگی سابق خود، زنگی پیش رو را نیز خراب کنید.

برای آرامش فرزند خود تلاش کنید

شما مسئول فرزند خود هستید. در واقع مهم نیست همسر سابق شما چه دیدگاهی به این موضوع دارد ولی شما به عنوان پدر یا مادر فرزندتان باید برای آرامش و حال خوب او تلاش کنید. چه بخواهید چه نخواهید فرزندتان در پس این تصمیم آسیب های فراوانی می بیند اما شما با تلاش خود برای محافظت او می توانید شدت این اسیب را کاهش دهید.

خود را ببخشید

مهم نیست چه اتفاقی در گذشته تان افتاده، در هر حال شما باید خود را ببخشید. ممکن است اشتباهات شما، همسرتان را مجبور به جدایی کرده باشد، این موضوعات باعث عذاب وجدان و سرزنش دائمی افراد می شود. اما بهتر است خود را برای اشتباهات گذشته خود ببخشید و مسیر جدید زندگی خود را آغاز کنید.

شرایط مالی خود را بهبود ببخشید

قسمت مهمی که بعد از طلاق می تواند زندگی شما را متلاطم کند، شرایط نابسامان مالی است. اگر هیچ درآمدی ندارید به فکر استقلال مالی باشید. اگر درآمدی هم دارید برای بیشتر کردن آن تلاش کنید. فراموش نکنید مشکل و محدودیت های مالی می تواند شما را به سمت برقراری رابطه های ناپایدار و بی سرانجام بکشاند. پس به عنوان اولین اقدام به دنبال راه های درآمدی جدید باشید.

شروع یک زندگی جدید

علائمی که نشان دهنده میزان پشیمانی افراد بعد از طلاق است

  • به دنبال راه های بازگشت به زندگی قبلی خود هستند.
  • نتایج مشاوره ها نشان می دهد که برای طلاق عجله کرده اند.
  • تا مدت ها خود را سرزنش می کنند و احساس بدی نسبت به جدایی خود از همسرشان دارند.
  • با افرادی که بدگویی همسر سابق خود را می کنند، شدیدا برخورد می کنند.
  • به هیچ مرد یا زنی میل ندارند وآن ها را در سطح همسر سابق خود نمی بینند.
  • همیشه به دنبال بهانه هستند تا همسر سابق خود را ملاقات کنند.
  • خاطرات گذشته زندگی شان را بارها و بارها مرور می کنند.
  • به شدت دلتنگ و بی تاب همسر ساق خود هستند.
  • دائما به کارهایی فکر می کنند که می توانستند با آن ها زندگی خود را نجات دهند.

فرصت دوباره به زندگی

با همه توضیحاتی که تا به اینجای مقاله دادیم باید بدانید، هنوز هم تعداد طلاق هایی که با دلایل نامناسب اتفاق افتاده بسیار زیاد است. در بسیاری از موارد زوج ها می توانند به سادگی با صبوری و مشورت مشکل خود را حل کنند، با این حال تلاشی برای اینکار نمی کنند. آن ها تنها به طلاق فکر می کنند بدون اینکه به روش مناسبی برای نجات زندگی خود فکر کرده باشند. آن ها شدیدا دچار اشتباه و خطا شده اند. و توانایی تشخیص مسیر درست از اشتباه را ندارد. در چنین شرایطی می توانند با فرصتی دوباره به خود و همسرشان از جدایی و تبعات آن جلوگیری کنند. اما آگاهی لازم برای انجام این کار را ندارند.

راه حل چیست؟

به طور قطع بهترین راه حل برای جلوگیری از پشیمانی بعد از طلاق، اطمینان از تصمیمی است که به آن فکر می کنید. مطمئن شوید که بهترین راه حل را انتخاب کرده اید. زوج ها قبل از طلاق باید با روانشناسان خبره، جلسه مشاوره داشته باشند. همچنین آن ها باید تمام جوانب تصمیم خود را بسنجند و با دیدی کاملا باز و اگاهانه این تصمیم را بگیرند. پس اولین و مهم ترین کار برای جلوگیری از پشیمانی مراجعه به روانشناس است. خوشبتانه مشاوران کلینیک پیروزی تبحر لازم برای این کار را دارند.و شما خوانندگان عزیز اگر در این مرحله از زندگی خود هستید، می توانید با مشورت و صحبت با مشاوران کلینیک پیروزی بهترین تصمیم را برای زندگی خود بگیرید.

آیا عشق برای ازدواج کافی است؟

چه بسیارند دختران و پسرانی که تنها عشق را ملاک مهم زندگی خود قرار داده و زندگی مشترکشان را آغاز می کنند، اما آیا واقعا عشق برای ازدواج کافی است؟ به طور قطع جواب این سوال منفی است. تجربه نشان داده عشق به هیچ عنوان نمی تواند مهم ترین و تنها دلیل کافی برای شروع یک زندگی باشد. با اینکه عشق نیز یکی از مهم ترین ملاک های داشتن یک زندگی سالم و پرنشاط است، اما برای شروع زندگی کافی نیست.

عشق شما را کور می کند!

شاید این عنوان کمی عجیب باشد. در بسیاری از مواقع از خانواده ها و افراد کهنسال درباره این موضوع شنیده ایم که عشق می تواند شما را کور کند اما آیا تا به حال به مفهوم این موضوع فکر کرده اید؟

این سخن کاملا حقیقت دارد، زمانی که افراد به شدت عاشق باشند، نمی توانند از قسمت منطقی مغز خود به درستی استفاده کنند. آن ها همه چیز را از نگاه عشق می بینند، در حالی که عشق زیاد می توانند چشمان افراد را به روی حقیقت ها ببندد. ممکن است به دلیل عشق زیاد هیچ یک از تفاوت ها و تناقض های فرد مقابل را نبییند. همچنین در بسیاری از موارد نیز افراد به دلیل عشق فراوان از حق و حقوق خود می گذرند.

ازدواج سالم

نشانه های یک عشق نامناسب چیست؟

  • درک حرف و نظر افراد اطرافتان برایتان سخت است زیرا تنها فردی که عاشق او هستید را می بینید.
  • تحمل دوری و جدایی از فردی که عاشق او هستید را ندارید.
  • عشق باعث شده مشکلات و دردسرهای زیادی را در زندگی خود تجربه کنید.
  • تمام لحظه های زندگی تان در حال فکر کردن به عشقتان هستید. (تمام زندگی خود را وقف او کرده اید)
  • نگاه درست و عاقلانه ای به طرف مقابل ندارید، به دلیل عشق زیاد نمی توانید ضعف های طرف مقابل را ببینید. (عشق باعث شده تصور کنید او بهترین و کامل ترین است در حالی که هیچ انسان ایده آلی در دنیا وجود ندارد)

عشق زیاد می تواند فرصت های مناسب ازدواج را از شما بگیرد!

زمانی که همه چیز را از نگاه عشق می سنجید، توانایی تشخیص موقعیت های بهتر زندگی را از دست می دهید. حتی جالب است بدانید افرادی که با عشق فراوان ازدواج می کنند و بعد از مدتی به دلیل مشکلات فراوان از یکدیگر جدا می شوند هم فرصت های بعدی زندگی را نیز از دست می دهند. این افراد به دلیل شکست و تجربه های بد گذشته نمی توانند درست تصمیم گیری کنند و بعد از خارج شدن از زندگی قبلی زندگی بهتری برای خود درست کنند.

از طرفی هم ممکن است در همان شرایطی که عاشق فردی هستید و برای ازدواج با او تلاش می کنید، موقعیت های بهتری برای ازدواج شما ایجاد شود اما به دلیل عشق فراوان هیچ یک از این موقعیت ها را نبینید.

وابستگی یا دلبستگی؟

در بسیاری از مواقع افراد در تشخیص یک عشق درست دچار اشتباه شده اند! در بیشتر مواقع شما عاشق نیستید بلکه وابسته آن فرد هستید.

به صورت کلی وابستگی به دو نوع وابستگی سالم و غیرسالم تقسیم می شود. زمانی که عشق، چشم افراد را بر روی مشکلات زندگی می بندد، در واقع آن ها دچار وابستگی ناسالم شده اند. در این نوع عشق فرد همواره ترس از دست دادن دارد. او همیشه سعی می کند طرف مقابل را کنترل کند تا از دستش ندهد. از طرفی همیشه خود را نادیده می گیرد و تنها به نیازها و خواسته های طرف مقابل اهمیت می دهد. آن ها حتی در بسیاری از موارد نیز، فداکاری های زیادی در قبال فردی که عاشقش هستند انجام می دهند تا هر جور شده از دستش ندهند. به این نوع وابستگی، وابستگی ناسالم می گویند. حتی شاید در این روابط عشق، یک طرفه باشد و طرف مقابل از فرد عاشق سوءاستفاده احساسی کند.

وابستگی سالم یا همان دلبستگی به هیچ عنوان به این شکل نیست. افرادی که دلبسته یکدیگر هستند اهداف مشترک دارند. آن ها در عین احساس عشقی که به یکدیگر دارند، به مشکلات پیش روی خود نیز نگاه مناسبی دارند. در روابط سالم هر دو نفر برای شادی و رفاه یکدیگر تلاش می کنند و همیشه سعی در درک یکدیگر دارند.

چرا هیچ تضمینی در قبال موفقیت ازدواج هایی که با عشق صورت گرفته، نیست؟

زیرا زندگی مشترک تنها در عشق خلاصه نمی شود. همه افراد به خصوص جوانانی که همیشه به دنبال یک زندگی عاشقانه هستند باید بدانند عشق تنها یک جنبه کوچک از زندگی است. زمانی که زندگی مشترک افراد شروع می شود مشکلات و چالش های فراوانی برسرراه آن ها قرار می گیرد. این چالش ها و مشکلات تنها با عشق حل نمی شوند. از طرفی هم مسائل بسیار بزرگ تر و مهم تری از عشق در زندگی وجود دارد. اگر تصور شما از زندگی این است که عشق می تواند مشکل بی پولی یا اعتیاد شما را حل کند؛ کاملا در اشتباهید! حتی بعضی مواقع زندگی، شما را در موقعیت هایی قرار می دهد که عشق از یادتان می رود! شاید در ابتدا تمام این نکات، عجیب و غیرقابل باور به نظر برسند، اما اگر تنها چند روز با افرادی که این مشکلات را پشت سر گذاشته اند صحبت کنید به واقعیت آن ها پی می برید.

مشکلات زندگی زناشویی

عشق پایدار چیست؟

عشق پایدار عشقی است که افراد در آن اهداف مشترکی دارند. همچنین آن ها رفتاری کاملا محترمانه با یکدیگر دارند و در شرایط مختلف حریم طرف مقابل را  زیر پا نمی گذارند. تفاهم و درک متقابل از دیگر ویژگی های یک عشق پایدار است. در یک عشق پایدار افراد توانایی برقراری یک ارتباط درست و محترمانه را با یکدیگر دارند.

مهارت های لازم برای یک ازدواج سالم چیست؟

  • در یک ازدواج سالم، افراد توانایی مخالفت و موافقت با نظرهای یکدیگر را دارند، همچنین آن ها به خوبی می توانند اختلاف نظرها را به خوبی مدیریت کنند.
  • در یک ازدواج سالم افراد می توانند احساسات خود را در شرایط و موقعیت های مختلف شناسایی و کنترل کنند.
  • آن ها می توانند هر نوع احساسی که دارند را به بهترین شکل و با مهارت کلامی بروز دهند.
  • آن ها می توانند هیجانات و احساسات خود را مدیریت کنند.
  • تحمل دوری و عدم ارتباط با همسر خود را دارند.
  • در ازدواج سالم زوج ها توانایی معذرت خواهی از طرف مقابل را دارند.
  • آن ها به خوبی مسئولیت و وظایف خود را می شناسند.
  • انتقادپذیری و انتقاد کردن درست از دیگر ویژگی های یک ازدواج سالم است.
  • کنار آمدن با مشکلات مختلف و جست و جوی بهترین راه برای حل مشکلات
  • در ازدواج سالم زوج ها نیازهای همسر خود را به طور کامل درک می کنند.
  • آن ها از خودگذشتگی و فداکاری بی مورد ندارند.
  • همچنین در این نوع ازدواج ها، افراد در عین احترام به طرف مقابل به خود نیز احترام می گذارند.
  • به حریم شخصی همسر خود احترام می گذارند.
  • زوج ها، توانایی روبرویی و حل مشکلات مختلف مانند بیماری و بی پولی را دارند.
  • توانایی روبرویی با مرگ را دارند.
  • در زمان اختلاف ها و بحث هایی که در زندگی پیش می آید، امور زندگی را به دست می گیرند.

چطور از وابستگی های ناسالم جلوگیری کنیم؟

اگر احساس تنهایی می کنید وارد رابطه نشوید!

احساس تنهایی و سرخوردگی می تواند شما را به سمت یک رابطه ناسالم سوق دهد. زمانی که از سر تنهایی وارد رابطه می شوید، حاضرید هر نوع رفتاری را تحمل کنید تا ترک نشوید. از طرف دیگر نیز احساس بی ارزشی که در شما وجود دارد باعث می شود، محبت بیش از اندازه به طرف مقابل داشته باشید. پس به هیچ عنوان در زمان تنهایی وارد رابطه نشوید. طبق نظر روانشناسان بهترین زمان شروع یک رابطه زمانی است که افراد از نظر روحی کاملا با خود و شرایطشان کنار آمده باشند و رابطه را یک روش برای فرار از تنهایی ندانند.

توانایی های مختلف را در خود تقویت کنید

زمانی که می توانید مهارت های مختلف را در خود ایجاد کنید، هیچ گاه از عشق و وابستگی ناسالم ضربه نمی خورید. در اغلب موارد دخترانی که توانایی ها و مهارت های کمی در زندگی دارند، تفکر رویایی نسبت به عشق پیدا می کنند. آن ها دائما در حال فریب دادن خود هستند و نمی توانند با واقعیت های زندگی روبرو شوند.

در یک رابطه، خود واقعی تان را نشان دهید

نشان دادن شخصیت واقعی تان بدون ترس در یک رابطه بسیار مهم است. با این کار دیگر نیازی ندارید دائما خود را به طرف مقابل ثابت کنید یا اینکه فداکاری های بی جایی انجام دهید. از طرف دیگر نیز فرد مقابلتان شناخت و آگاهی مناسبی نسبت به شما پیدا می کند و با شخصیت واقعی شما آشنا می شود. به این صورت وابستگی که به وجود می آید سمی نیست.

ملاک های یک ازدواج مناسب

مهم ترین ملاک های یک ازدواج موفق چیست؟

  • ویژگی های ظاهری
  • استقلال
  • مدیریت مالی مناسب
  • توانایی مدیریت زندگی بدون حضور والدین
  • مسئولیت پذیری
  • روبرویی با مشکلات
  • ادب و احترام

سخن آخر

عشق هیچگاه تنها ملاک ازدواج نیست. عشق خالص و رابطه صمیمانه در ازدواج بسیار مهم است اما کافی نیست. مشاوره قبل از ازدواج و مشورت با یک روانشناس به خوبی می تواند از ازدواج های احساسی و بی منطق جلوگیری کند. روانشناسان و کارشناسان مجموعه کلینیک پیروزی در خدمت افرادی هستند که به کمک نیاز دارند. به طور قطع بعد از مشورت با کارشناسان این مجموعه بهتر می توانید مشکلات خود را در این زمینه حل کنید.

سن ازدواج

ازدواج یکی از مهم ترین مسائل زندگی انسان است. افراد مختلف معیار گوناگونی برای ازدواج دارند. یکی از این معیارها می تواند سن افراد باشد. در چند سال اخیر این سوال در ذهن افراد ایجاد شده که سن ازدواج چه زمانی است؟ و دختران و پسران در چه سنی می توانند درباره ازدواج و تشکیل یک خانواده تصمیم گیری کنند. در همین ابتدا باید بگوییم پاسخ این سوال برای همه یکسان نیست و به عوامل بسیار زیادی بستگی دارد. همین حالا افرادی در دنیا هستند که سن ازدواج را محدود به عدد خاصی می کنند. حتی عده ای تصور می کنند سنشان از عدد خاصی که بگذرد دیگر نمی توانند ازدواج موفقی داشته باشند، اما بابد بدانید سن یک معیار بسیار جزئی برای ازدواج است.

به طور قطع کودکان و نوجوانان در سن ازدواج به سر نمی برند، حتی بسیاری از افراد در سنین 20 تا 25 سالگی نیز به رشد عقلی مورد نیاز برای ازدواج نرسیده اند. پس زمانی که قرار است سن ازدواج را تعیین کنید باید به مسائل زیاد توجه داشته باشید. در ادامه به بررسی این موارد می پردازیم.

سن ازدواج در فرهنگ ایرانی

شاید اگر همین حالا از پدربزرگ و مادربزرگ خود سوال کنید که در چه سنی ازدواج کرده اند با عدد عجیبی رو به رو شوید! در سال های گذشته دختران در سنین بسیار پایین حتی در بعضی موارد در 9 تا ده سالگی ازدواج می کردند. در آن زمان معیار ازدواج یک دختر و پسر سن تکلیف بود. بعدها و با گذشت زمان افراد متوجه شدند که ازدواج در سنین پایین یک اشتباه بزرگ است. به این صورت رفته رفته سن ازدواج در ایران افزایش یافت. در حال حاضر نیز اغلب جوانان در سنین بزرگسالی ازدواج می کنند. البته این نکته را باید بدانید هنوز هم مناطقی در ایران وجود دارد که افراد و به خصوص دختران  را در سنین پایین مجبور به ازدواج می کنند!

ازدواج در سنین پایین

سن مناسب ازدواج به چه مسائلی بستگی دارد؟

  • بلوغ جنسی
  • رشد عقلانی
  • رشد عاطفی
  • رشد اخلاقی
  • رشد اجتماعی

تاثیر رشد جنسی بر سن ازدواج

بلوغ جنسی یکی از مهم ترین عواملی است که می تواند در تعیین سن مناسب ازدواج دخیل باشد. افرادی که از نظر جنسی به بلوغ نرسیده باشند و توانایی جنسی مناسبی نداشته باشند، شرایط ازدواج ندارند. منظور از بلوغ جنسی این است که اندام های جنسی دختران و پسران به رشد مناسب رسیده باشند. طبق بررسی هایی که انجام شده دختران در سن 13 تا 14 سالگی و پسران نیز در سنین 14 تا 17 سالگی به بلوغ جنسی لازم برای ازدواج می رسند.

موضوع مهمی که درباره بلوغ جنسی افراد وجود دارد، نیاز غریزی و فیزیولوژیکی آن ها است. نیاز جنسی یک خواسته غریزی است که در همه افراد وجود دارد، در فرهنگ و آیین ما ازدواج راهی مناسب برای پاسخ به این نیاز طبیعی بشر است. اما اگر افراد در سنین مناسبی ازدواج نکنند از نظر جنسی می توانند آسیب های روانی زیادی را متحمل شوند. از این رو ازدواج در سنین بسیار بالا به هیچ عنوان پیشنهاد نمی شود.

نشانه های بلوغ جنسی در دختران و پسران

نشانه های بلوغ جنسی دختران

  • اولین نشانه های بلوغ جنسی دختران با رشد اندام های آن ها آغاز می شود. برای مثال پستان خانم ها بزرگ تر می شود به طوری که تغییرات آن کاملا محسوس است.
  • موی بدن دختران نشانه دیگری است که می توان به واسطه آن به بلوغ جنسی شان پی برد. در این سنین موی بدن خانم ها در قسمت بازوها، زیربغل، پاها و واژن رشد می‌کند.
  • نشانه دیگری که می تواند با آن بلوغ جنسی دختران را تشخیص داد، قاعدگی یا عادت ماهانه آن ها است. در این دوران قاعدگی خانم ها آغاز می شود.
  • افزایش وزن و تجمع چربی در قسمت ران ها، بازوها نشانه دیگر بلوغ جنسی خانم ها است.
  • از دیگر نشانه های بلوغ جنسی دختران می توان به پهن شدن باسن، بوی بدن و ترشحات واژن اشاره کرد.

نشان های بلوغ جنسی پسران

  • تورم زیر نوک پستان
  • بم شدن صدای پسران از نشانه های واضح دیگری است که می توان به آن به بلوغ جنسی آن ها پی برد.
  • رشد موهای زائد در قسمت آلت تناسلی و زیر بغل و همچنین ریش شان از جمله مهم ترین نشانه های بلوغ جنسی پسران است.
  • همچنین پسران در دوران بلوغ خود دچار نوسانات خلقی مختلف مثل افسردگی، اضطراب و غیره می شوند.

تاثیر رشد عقلانی بر سن مناسب ازدواج

رشد عقلی مسئله بسیار مهم دیگری است که می تواند در تعیین سن مناسب ازدواج تاثیرگذار باشد. یک انسان بدون رشد عقلی مناسب نمی تواند در زندگی تصمیمات درستی بگیرد. از طرفی در زندگی زناشویی هزاران مشکل مختلف وجود دارد که بدون رشد عقلانی کافی نمی توان از پس آن ها برآمد. اگر در یک رابطه خانم یا آقا، رشد عقلانی مناسبی نداشته باشد و در موقعیت های مختلف رفتارهایی بچگانه بکند، به طور قطع آن زندگی پایدار نخواهد بود. این موضوع را هم باید بدانید که سن رشد عقلانی در هر فردی متفاوت است. ممکن است یک فرد در سنین پایین 20 سال به این رشد برسد و یا در سنین بالای 25 سال، پس نمی توان برای رسیدن به رشد عقلانی سن خاصی را تعیین کرد.

ازدواج موفق

تاثیر رشد اخلاقی بر سن ازدواج

از دیگر نکات مهمی که در تعیین سن مناسب ازدواج افراد تاثیرگذار است، رشد اخلاقی است. اخلاق و منش درست انسان عامل مهمی است که می تواند در پایداری یک ازدواج بسیار تاثیرگذار است. خانم ها و آقایانی که هنوز ویژگی های اخلاقی لازم برای درک فرد متقابل خود را ندارند یا کسانی که انعطاف لازم برای پذیرش مشکلات و کمبودهایی که ممکن است در مسیر زندگی زناشویی ایجاد شود را ندارند، نمی توانند ازدواج موفقی داشته باشند. رشد اخلاقی می تواند موارد بسیار مهمی مانند فداکاری، درک بالا، انعطاف پذیری، صداقت، آرامش و غیره را در بر بگیرد.

تاثیر رشد اجتماعی بر سن مناسب ازدواج

رشد اجتماعی نیز یک عامل مهم تعیین کننده سن ازدواج است. افراد بعد از ازدواج دایره روابط گسترده تری را تجربه می کنند، از این رو باید بتوانند روابط اجتماعی خود را تقویت کنند. آشنایی با رفتار اجتماعی مناسب یک قدم بزرگ برای ازدواجی موفقیت آمیز است. خانم یا آقایی که بلوغ اجتماعی مناسبی ندارد نمی تواند نسبت به وظایف و مسئولیت های خود در زندگی زناشویی دید خوبی داشته باشد. همچنین این دسته از افراد با خانواده همسر خود نمی توانند رفتاری مناسب داشته باشند. پس بلوغ اجتماعی نیز می تواند سن مناسب ازدواج در افراد مختلف را تعیین کند.

رشد عاطفی

بلوغ عاطفی نیز از جمله دیگر عوامل تاثیرگذار در سن ازدواج است. بلوغ عاطفی می تواند به معنای کنترل احساسات و هیجانات در موقعیت های مختلف معنی شود. زمانی که یک فرد به بلوغ عاطفی مورد نیاز برای ازدواج رسیده‌ باشد، می تواند به خوبی در شرایط غم و شادی، خود را کنترل کند. همچنین این فرد توانایی بروز عواطف و احساسات خود به همسرش را دارد. پس بلوغ عاطفی نیز یک پیش نیاز مهم برای ازدواج افراد است. این نکته را هم باید بدانید که بلوغ عاطفی هم سن مخصوصی ندارد و ممکن است هر فردی در هر سن و سالی این نوع بلوغ را تجربه کند.

بهترین سن برای ازدواج از نظر روانشناسان

اگر بخواهیم این موضوع را از دید و نظر یک روانشناس بررسی کنیم، متوجه می‌ شویم که آن ها حتی سن را معیار درستی برای ازدواج نمی دانند! در واقع روانشناسان اذعان دارند که به جای مقوله سن باید زمان را در نظر گرفت. زمانی برای ازدواج دختران و پسران مناسب است که بتوانند به شناخت مناسب از خود و زندگی شان برسند.

اگر دختران و پسران بدون آگاهی و شناخت کافی خود تصمیم به ازدواج  بگیرند، دچار مشکلات فراوان خواهند شد. همچنین افراد باید بتوانند قبل از ازدواج جایگاه مناسب خود را در جامعه تعیین کنید. آقایانی که هنوز توانایی تامین هزینه های زندگی را ندارند و از شغل مناسبی نیز برخوردار نیستند نباید به ازدواج فکر کنند. همچنین خانم هایی که روش درست ارتباط با همسر را نمی دانند و یا به جایگاه خود به عنوان یک همسر و مادر آینده آشنایی ندارند برای ازدواج آماده نیستند. به همین دلیل هم به این سوال که افراد در چه سنی می توانند آمادگی لازم برای ازدواج را کسب کنند نمی توان پاسخ قطعی داد. شاید فردی در سن 20 سالگی یا 30 سالگی و یا حتی اعدادی پایین تر و بالاتر از 20 یا 30 سالگی به این آمادگی برسند.

عوامل موثر بر سن ازدواج افراد

سخن آخر

مقوله ازدواج، بسیار پیچیده و مهم است. از نظر کارشناسان ازدواج یکی از مهم ترین تصمیمات زندگی افراد است و شکست در آن می تواند آسیب بزرگی به آن ها بزند. پس قبل از اینکه تنها سن را معیار ازدواج قرار دهید و بدون آگاهی قدم در مسیر ازدواج بگذارید بهتر است با مشاوره ای آگاه مشورت کنید. مشاوران و متخصصان کلینیک پیروزی همیشه پاسخگوی سوالات مراجعان هستند و می توانند شما را در این مسیر به خوبی راهنمایی کنند.

از کجا بفهمیم آدم نفهمی هستیم؟

آیا تا به حال درباره این موضوع که آدم نفهمی هستید یا نه از خود سوال کرده اید؟ شاید در ابتدا این پرسش به شدت عجیب به نظر برسد. حقیقت هم این است که عملا هیچ کسی در دنیا وجود ندارد که خود را یک آدم نفهم خطاب کند. اکثر افراد در زمانی که اشتباهی مرتکب می شوند، نیز خود را بی گناه و یا حداقل قربانی می دانند. با این حال باید بدانید اصطلاح نفهمی، یک فحش نیست. همه افراد همین حالا درجه ای را از نفهمی را دارند که باید برای اصطلاح آن اقدام کنند!

 

چطور بفهمیم که نفهمیم؟

بگذارید با شما روراست باشیم، در واقع هیچ جواب قطعی برای این موضوع وجود ندارد. در اصل هیچ نام علمی وجود ندارد که توصیف‌گر رفتار افراد نفهم باشد یا با نوع رفتار و عملکرد آن ها مطابقت داشته باشد. از این رو نمی توان گفت که به طور قطع یک فرد، نفهم است یا خیر.

برای مثال زمانی که از ویژگی های دیگری مثل پرحرف بودن یا کم حرف بودن صحبت می شود، افراد مختلف بدون هیچ ترس و قضاوتی اعتراف می کنند که کم حرف یا پرحرف هستند، ولی این موضوع برای نفهمی صدق نمی کند. اگر همین حالا از شما بپرسند که «آیا شما شخصی متکبر و نفهم هستید؟» چه جوابی می دهید؟ این سوال بار سنگینی دارد. از این رو افراد در مواجه با آن تنها به دنبال یک جواب مطلوب هستند. در اکثر مواقع این پاسخ، در واقع یک نوع اظهار بی گناهی است. برای مثال در همان لحظه می گویید «درست است که رفتار خوبی با آن صندوقدار نداشتم اما خب حقش بود! او بود که در ابتدا نوشیدنی من را در لیوان مخصوصش نریخت!» به این صورت رفتار خود را هر طور هم که باشد، توجیه می کنید.

باید بدانید حتی نخبگان دانشگاهی نیز از این موضوع مصون نیستند. بسیاری از افراد تحصیلکرده و متفکر نیز طبق پژوهشی که دن ام کاهان انجام داده است، مهارت بسیار زیادی در توجیه باورهای خود دارند. برای مثال آن ها می توانند شواهد پیچیده ای که درباره قانون منع حمل سلاح وجود دارد را به گونه ای تفسیر کنند که با علایق سیاسی شان منطبق باشد.

از طرفی هم هیچ ارتباطی بین نظر شخصی یک فرد و شخصیت واقعی او وجود ندارد. مثلا بعضی از افراد نفهم، کاملا به نفهمی خود آگاه هستند، اما عده ای دیگر خود را انسانی عالی و بی نقص می دانند. این موضوع برای انسان های فهمیده نیز صدق می کند. بعضی از انسان های فهمیده به فهیم بودن خود آگاه هستند، اما عده ای دیگر از آن ها فکر می کنند از نظر اخلاقی بسیار پایین هستند.

متاسفانه موانع زیادی وجود دارد که نمی گذارد انسان ها شخصیت واقعی خود را بشناسند. حال آن که شناخت حقیقی خود نه تنها به پیشرفت شخصی، بلکه به پیشرفت جامعه و جهان نیز کمک بزرگی می کند.

ویژگی آدم نفهم

یک مشکل بزرگ در علم

یکی از بزرگ ترین موانعی که حقیقت انسان های نفهم را آشکار نمی کند، این است که در علم هیچ نامی برای توصیف این رفتار وجود ندارد. هنوز هم که هنوز است پژوهشگران نتوانستند یک اسم را انتخاب کنند که تمام رفتارهای افراد را نفهم را در بر بگیرد. این را هم باید بدانید که گستره رفتارهای نادرستی که افراد نفهم انجام می دهند به قدری زیاد است که شاید هر روز یک رفتار جدید در آن مشاهده شود.

شباهت نفهمی با نارسیسیسم، ماکیاولیسم و شخصیت روان‌رنجور

نفهمی شباهت های زیادی با هریک از این موارد دارد. البته در بسیاری از جهات نیز با آن ها متفاوت است، از این رو نمی توان گفت به طور دقیق نارسیسیسم، ماکیاولیسم و شخصیت روان‌رنجور با یک شخصیت نفهم یکی است.

نارسیست ها خود را مهم تر از اطرافیانشان می دانند، نفهم ها نیز همینطور هستند. اما تفاوت بزرگی که بین فرد نارسیست و فرد نفهم وجود دارد این است که نارسیست ها تمایل دارند همیشه در مرکز توجه باشند اما نفهم ها اینطور نیستند.

ماکیاولیسم ها با افراد رفتاری ابزاری دارند. در واقع آن ها با افراد مختلف مانند یک ابزار برای رسیدن به اهدافشان رفتار می کنند. نفهم ها نیز از این جهت شباهت زیادی با ماکیاولیسم ها دارند. تفاوت این دو گروه در میزان رفتار خودخواهانه و بدبینی آن ها است. شخصیت ‌های ماکیاولیایی، نسبت به بدبینی و خودخواهی خود کاملا آگاه است، اما افراد نفهم نسبت به تمایلات خودخواهانه خود، آگاه نیستند.

افراد روان رنجور نیز سنگدل هستند، این ویژگی بین آن ها و نفهم ها یکسان است. اما از نظر ریسک پذیری کاملا با یکدیگر متفاوت اند، زیرا روان رنجورها به شدت ریسک پذیر اما نفهم ها به شدت ریسک گریز و محاسبه گرند.

نشانه آدم نفهم

مهم ترین ویژگی های یک شخص نفهم چیست؟

اگر تا به اینجای مقاله همراه بوده باشید، به صورت کلی متوجه شده اید که افراد نفهم چه ویژگی هایی دارند. اما اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم، افراد نفهم، کسانی هستند که هیچ ارزشی برای دیدگاه اطرافیان خود قائل نمی شوند. این دسته از افراد، مردم را مانند ابزاری می بینند که باید به درستی با آن ها رفتار کنند یا احمق هایی می بینند که فقط برای سر و کله زدن آفریده شده اند. افراد نفهم دسته ای خاص از افراد نادان هستند. برنامه ها، ارزش ها، اهداف و ایده های دیگران هیچ اهمیتی برای افراد نفهم ندارد.

این افراد، هیچ یک از انسان ها را خوب نمی دانند. از نظر آن ها رفتار هیچ فردی انسانی نیست. اگر فردی، گذشته مناسبی داشته باشد یک ابزار مناسب برای رسیدن به اهداف آن ها است، یا شخص مناسبی است که می توانند خشم خود را بر سر او خالی کنند!

از نظر آن ها یک پیشخدمت رستوران هیچ گاه نمی تواند یک فرد جذاب باشد، یا تمام افرادی که در یک صف جلوتر از او هستند، شخصیت بدی دارند.

راه دیگری که با استفاده از آن می توانید به خوبی افراد نفهم را شناسایی کنید، در نظر داشتن ویژگی افراد فهمیده است. ویژگی ها و شخصیت یک فرد نفهم کاملا متضاد با شاخصه های یک فرد فهمیده است.

معرفی روش هایی مناسب برای تشخیص میزان نفهمی افراد

مناسب ترین راه برای تشخیص میزان نفهمی یک فرد، این است که ویژگی های شخصیتی او را با افراد فهیم مقایسه کنیم. در واقع اگر می خواهید این ویژگی را در خود تشخیص دهید، باید عینک نفهمی را پشت و رو کرده و آن را به عینک فهیم بودن تبدیل کنید.

افراد فهیم همان کسانی هستند که برای افکار و علایق دیگران ارزش قائل اند. آن ها نسبت به نیازهای دیگران واکنش نشان می دهند و همیشه در مشکلات مختلف، طرف مقابل خود را مقصر نمی پندارند.

به این موضوع هم توجه داشته باشید که یک فرد مطلقا فهیم یا نفهم نیست. اغلب افراد ترکیبی از ویژگی های مربوط به نفهمی و فهیم بودن را در خود دارند. اما آیا تا به حال فکر کرده اید که شما در کدام نقطه از گستره فهیم بودن و نفهمی هستید؟ در چه جنبه هایی و نسبت به چه موقعیت هایی نفهم بودنتان بروز می کند؟

اگر زمانی و بر اثر یک سانحه، رفتار نادرستی با شخص دیگری داشته باشید و از بابت رفتار خود نگران و دلواپس باشید، در واقع در آن زمان عینک نفهمی را از روی صورت خود برداشته اید.

روش دیگری که برای تشخیص نفهم بودن یک فرد وجود دارد، توانایی او در گوش دادن است. افراد نفهم توانایی گوش دادن ندارند. افرادی که فهیم هستند، به خوبی به انتقادات دیگران نسبت به خودشان گوش می کنند، اما یک فرد نفهم اینگونه نیست. او با خود می گوید چرا باید حرف یک ابزار یا یک فرد احمق را جدی بگیرم؟ در بیشتر مواقع واکنش این فرد در مقابل انتقاداتی که به او می شود، مقابله به مثل یا داد و هوار است. در بیشتر مواقع نیز با یک لبخند به کار خود ادامه می دهد.

راه حل

چطور این مشکل را حل کنیم؟

در مرحله اول لازم است نفهمی خود را به رسمیت بشناسید. شاید خنده دار به نظر برسد اما واقعیت این است بدون به رسمیت شناختن این ویژگی اخلاقی نمی توانید آن را رفع کنید. بعد از به رسمیت شناختن ویژگی خود، لازم است در زمان های مختلف خود را بسنجید. مثلا چند ساعت بعد از اینکه از یک صف طولانی خرید یا جلسه کاری بیرون آمدید با خود فکر کنید که در آن جلسه یا صف چه احساسی به افراد دیگر داشتید. آیا آن ها را مانند یک ابزار یا شخصی احمق می دیدید؟ یا فردی دارای ارزش و اعتبار؟ در اصل باید دقت کنید که در چنین شرایطی عینک نفهمی به چشم دارید یا خیر؟ بعد از آن می توانید هربار روی احساسات خود بیشتر تمرکز و آن ها را اصلاح کنید.

به عنوان نکته اخر فراموش نکنید همه ما انسانیم و در بعضی از مواقع دچار خطای نفهمی می شویم. اما نباید بگذاریم، این ویژگی به یک خصیصه اصلی در ما تبدیل شود.

 

سردرد میگرنی

همه افراد در زندگی خود سردرد را تجربه کرده اند. سردرد معمولی می تواند بر اثر بیماری هایی مانند سرماخوردگی در بدن ایجاد شود و بعد از مدتی نیز از بین برود. اما نوعی سردرد مزمن وجود دارد که به آن سردرد میگرنی می گویند. سردرد میگرنی یکی از بدترین و دردناک ترین انواع سردرد ها است. این نوع سردرد ممکن است علائم گوناگونی مانند تهوع، استفراغ، بی حسی و غیره را به به همراه داشته باشد.

سردرد میگرنی چیست؟

میگرن یا سردرد میگرنی یکی از انواع بیماری های نورولوژیک است. این نوع سردرد انواع مختلفی دارد اما رایج ترین نوع آن، اورا (Aura) است. این بیماری ممکن است در هر سن و سالی برای افراد ایجاد شود. باید بدانید ریشه این نوع بیماری ژنتیکی است و بیشتر افرادی که میگرن دارند آن را از خانواده خود به ارث برده اند. همچنین طبق تحقیقات پژوهشگران خانم ها بیشتر از آقایون دچار میگرن می شوند. میگرن به جز سردرد علائم دیگری مانند تهوع، حساسیت به نور و صدا، بی حسی صورت و غیره را نیز به همراه دارد.

میگرن چند مرحله دارد؟

به صورت کلی می توان گفت میگرن 4 مرحله مختلف دارد. در هر یک از این مراحل اتفاقات و تغییرانی در بدن فرد بیمار ایجاد می شود. این چهار مرحله عبارت اند از:

پیش نشانه

مرحله اول، مرحله پیش نشانه است. این مرحله یک تا دو روز قبل از سردرد اصلی میگرن شروع می شود.

پیش درامد یا اورا

مرحله دوم به اورا یا پیش درآمد معروف است. در این مرحله اتفاقات گوناگونی مانند مشکل در دید، ادراک، صحبت و حرکت افراد ایجاد می شود.

حمله

مرحله سوم مرحله حمله است. در این مرحله فرد بیمار درد بسیار شدیدی را تجربه می کند. این دوران ممکن است چند ساعت یا چند روز ادامه داشته باشد. همچنین علائم و نشانه های مرحله حمله در بیماران مختلف متفاوت است.

پس نشانه

مرحله پس نشانه، مرحله آخر بروز میگرن در افراد است. در این مرحله تغییرات محسوسی در حس و حال فرد بیمار ایجاد می شود. آن ها ممکن است احساس غم یا احساس شادی شدیدی در مرحله پس نشانه داشته باشند. در پس نشانه ها سردردهای خفیفی نیز وجود دارد که شدت آن ها در افراد گوناگون، مختلف است.

انواع میگرن

علائم سردرد میگرنی چیست؟

همانطور که گفتیم میگرن مراحل مختلفی دارد و علائم آن نیز در افراد گوناگون متفاوت است. با این حال علائم کلی این بیماری می تواند شامل موارد زیر باشد.

  • سفتی گردن
  • تحریک پذیری
  • بیش فعالی
  • خمیازه مکرر
  • افسردگی
  • میل شدید به غذا
  • خستگی یا پایین بودن انرژی
  • مشکل در صحبت کردن
  • از دست دادن دید به صورت موقت
  • دیدن اشکال، لکه های روشن و نورهای مختلف
  • مورمور شدن یا سوزن سوزن شدن پاها و دست ها
  • حساسیت بالا به نور
  • سرگیجه
  • احساس ضعف
  • استفراغ و تهوع
  • بروز درد در یک طرف از مغز (سمت راست، چپ یا گیجگاه)
  • سردردیکمه همراه با ضربان و ذوق ذوق کردن باشد.
  • گوش درد
  • درد فک
  • کابوس
  • عرق شبانه
  • یبوست
  • متورم شدن صورت
  • تشنگی
  • ضعف شبانه

علت بروز میگرن چیست؟

محققان هنوز نتوانستند به طور دقیق علت بروز این نوع سردردها را پیدا کنند. با این حال آن ها معتقدند افرادی که دچار میگرن می شوند واکنش بیشتری در برابر محرک های محیطی مثل اختلال خواب یا استرس دارند. از طرفی هم آن ها توانستند چند عامل تحریک کننده این بیماری را شناسایی کنند. این عوامل شامل تغییرات در مواد شیمیایی درون مغز است. البته عوامل تحریک کننده دیگری هم وجود دارد که عبارت اند از:

  • مسافرت
  • مصرف الکل
  • مصرف غذاهای خاص
  • سیگار کشیدن
  • استفاده از داروهای خاص مثل داروهای ضدبارداری خوراکی یا نیتروگلیسرین
  • بوهای نامعمول
  • رد کردن و حذف برخی وعده‌های غذایی
  • تغییرات در الگوی خواب
  • صداهای بلند
  • فعالیت فیزیکی شدید
  • تغییرات هورمونی در زنان، از قبیل نوسان استروژن و پروژسترون در طول قاعدگی، بارداری یا یائسگی
  • اضطراب بیش ‌از حد
  • نورهای روشن
  • گرمای شدید، یا دیگر تغییرات شدید هوا
  • کم آبی
  • تغییر در فشار جوی

معرفی بعضی از غذاهایی که محرک میگرن هستند

به صورت معمول پزشکان به افرادی که دچار سردردهای میگرنی می شوند، توصیه می کنند کارهایی که پیش از شروع این سردردها انجام داده اند را بررسی کنند. یکی از این کارها یادداشت نوع غذایی است که افراد مصرف کرده اند. این غذاها عموما شامل موارد زیر هستند.

  • افزودنی‌ های غذایی مانند نیترات ‌ها (نگهدارنده‌ی گوشت‎‌های فرآوری شده)، آسپارتام (قند مصنوعی) یا مونوسدیم گلوتامات (MSG)
  • نوشیدنی‌ های الکلی یا کافئین ‌دار
  • تیرامین، که به طور طبیعی در برخی غذاها وجود دارد.

مشکلات میگرن برای افراد

انواع سردرد میگرنی

میگرن اورا یا همراه با پیش درآمد

25 درصد از افرادی که میگرن دارند، میگرن اورا یا همراه با پیش درآمد را تجربه کرده اند. این نوع میگرن به نام های دیگر میگرن همی‌پلژیک (نیمه فلج‌کننده)، میگرن کلاسیک و میگرن عارضه‌دار معروف است.

علائم این نوع میگرن شامل موارد زیر است.

  • بروز مشکلات چشمی تنها در یک چشم، شامل دیدن پرتوهای نور، نقاط کور یا کوری موقت
  • کاهش هوشیاری
  • آتاکسی یا ناتوانی در کنترل حرکات بدن
  • مشکل در شنیدن
  • دوبینی
  • وز وز یا زنگ زدن گوش
  • سرگیجه (احساس دوران)
  • مشکل در صحبت کردن یا دیس‌آرتری (صحبت ناواضح)
  • مشکل در حرکت کردن یا ضعف، ( این مشکل ممکن است 72 ساعت نیز طول بکشد)
  • مشکلات زبانی یا مشکل در صحبت کردن
  • مشکلات حسی بدن، صورت یا زبان مانند بی‌حسی، مورمور شدن یا گیجی
  • مشکلات بینایی (این مشکل رایج‌ ترین علامت اورا است)

میگرن بدون پیش درآمد یا اورا

این نوع میگرن به میگرن معمولی معروف است. افرادی که این نوع میگرن را دارند حداقل 5 تا علائم زیر را تجربه کرده اند.

  • سردردی که بین 4 تا 72 ساعت طول می کشد.
  • این نوع سردرد یک طرفه است و تنها در یک طرف از سر ایجاد می شود.
  • بروز سردرد یا دردی ذوق ذوق کننده یا ضربان دار
  • سطح درد شما شدید یا متوسط است.
  • سردردتان بر اثر انجام کارهایی مانند راه رفتن یا بالا رفتن از پله ها وخیم تر می شود.
  • سردرد شما باعث شده به نور حساس شوید.
  • سردرد شما باعث شده به صداهای مختلف حساس شوید.
  • حالت تهوع همراه با استفراغ و اسهال دارید. (ممکن است حالت تهوع شما بدون اسهال و استفراغ هم باشد)
  • هیچ دلیل و تشخیص خاصی به جز میگرن برای سردردتان وجود ندارد.

میگرن حاد

میگرنی که مزمن نباشد، حاد است. این نوع میگرن به نام میگرن اپیزودیک نیز شناخته می شود. بیمارانی که میگرن حاد دارند 14 روز در هر ماه سردرد دارند.

 میگرن مزمن

میگرن مزمن یکی از انواع میگرن است که بیمار در آن سردرد شدید را تجربه می کند. همچنین از آنجایی که این نوع میگرن ترکیبی از سردردهای تنشی را نیز در برمی گیرد به آن میگرن ترکیبی یا مخلوط هم می گویند. افرادی که میگرن مزمن دارند حداقل 15 روز در ماه سردرد شدیدی دارند. مهم ترین نشانه های این نوع میگرن عبارت اند از:

  • جراحت‌های قبلی بر روی سر و گردن
  • دیگر مشکلات جدی سلامتی (بیماری‌های همزمان) از قبیل فشار خون بالا
  • انواع دیگری از دردهای مزمن، مثلا آرتروز
  • افسردگی
  • ناتوانی بیشتر در کارهای خانه یا بیرون از خانه
  • سردردهای شدید

میگرن قائدگی

60  درصد از زنانی که میگرن دارند، میگرن قائدگی را تجربه می کنند. این نوع میگرن در زمان قبل و بعد از قائدگی یا در زمان تخمک گذاری رخ دهد. سردرد میگرنی مربوط به قائدگی، دردی شدیدتر و طولانی تر از سایر میگرن ها دارد.

میگرن پیچیده

علائم این نوع میگرن شامل موارد زیر است.

  • ضعف
  • مشکل در صحبت کردن
  • از دست دادن بینایی

میگرن اپتیکال

این نوع سردرد میگرنی با عنوان های دیگری مثل میگرن چشمی، شبکیه و یا اکولار نیز شناخته می شود. این نوع میگرن تنها یکی از چشم های بیمار را درگیر می کند. در واقع این میگرن باعث می شود مشکل بینایی برای یک چشم افراد ایجاد شود. طبق بررسی ها مشکل مربوط به بینایی افراد در این نوع میگرن یک ساعت بعد از سردرد شروع می شود. همچنین تحقیقات نشان داده ورزش نیز می تواند باعث شروع این نوع درد شود. مهم ترین علائم میگرن اپتیکال شامل موارد زیر است.

  • از دست دادن دید یک چشم
  • مشاده برق های نور یا پرتوهایی که به آن ها جرقه می گویند.
  • از دست دادن نسبی بینایی یا نقطه کور که به آن اسکوتوما می گویند.

میگرن هورمونی

بروز میگرن هورمونی با هورمون های زنانه مرتبط است. این نوع میگرن در زمان قاعدگی، تخمک گذاری، بارداری، پیش از یائسگی و یا چند روز اول بعد از قطع یا شروع داروهای حاوی استروژن رخ می دهد.

به صورت کلی به جز این موارد سردردهای میگرنی انواع دیگری مانند میگرن اضطرابی، خوشه ای، عروقی، میگرن مخصوص کودکان را هم دارد.

علت بروز میگرن

راه درمان سردرد میگرنی چیست؟

باید بدانید هنوز راه دقیقی برای درمان این بیماری وجود ندارد. اما پزشکان می توانند با مشاوره و راهکارهای خود به بیماران میزان درد و علائم آن ها را کاهش دهند. همچنین رعایت اصول پزشکی باعث می شود افراد کمتر دچار حملات میگرنی شوند. بعضی از راهکارهایی مناسب که می توانید برای درمان سردرد میگرنی از آن در خانه استفاده کنید:

  • برروی پیشانی یا پشت گردن خود یک حوله سرد قرار دهید.
  • در اتاقی تاریک و ساکت دراز بکشید تا دردتان ارام تر شود.
  • کف سر یا گیجگاه خود را ماساژ دهید.

سخن آخر

سردرد میگرنی یکی از بدترین انواع سردردها است که افراد می توانند تجربه کنند. در بیشتر موارد این نوع درد ریشه ژنتیکی دارد. میگرن انواع مختلفی دارد که هر یک از انواع آن نیز علائم و نشانه های خاص خود را دارند. افرادی که دچار سردردهای شدیدی می شوند باید برای تشخیص نوع درد خود به پزشک معالجه کنند تا در صورت تشخیص میگرن به زودی روند درمان آن ها آغاز شود. متخصصان کلینیک پیروزی در خدمت مراجعان عزیز هستند تا در صورت بروز هر نوع مشکلی به آن ها کمک کنند.

عوارض نخوردن صبحانه

از گذشته تا به حال محققان به خوردن صبحانه تاکیدداشته اند. طی تحقیقاتی که انجام شده، صبحانه تاثیر زیادی بر بدن و عملکرد افراد در ادامه روز دارد. همچنین برای کودکان و نوجوانانی که به مدرسه می روند نیز صبحانه یک وعده ضروری است.

به صورت کلی یک صبحانه خوب می تواند انرژی که افراد برای ادامه روز نیاز دارند، تامین کند. کسانی که وعده صبحانه را حذف می کنند در طی روز کسل و بی حوصله اند. حتی در داستان های قدیمی نیز به این موضوع اشاره شده که صبحانه خود را شاهانه بخورید. این سخن، نشانه اهمیت زیاد این وعده غذایی است. احتمالا با این توضیحات متوجه شده اید نخوردن صبحانه عوارض زیادی دارد. عوارض نخوردن صبحانه آنقدر زیاد است که بعد از آگاه شدن از این عوارض قطعا برای همیشه خوردن صبحانه را در برنامه روزانه خود قرار می دهید. اگر می خواهید به خوبی با عوارض نخوردن صبحانه آشنا شوید، با ادامه این مقاله همراه باشید.

عوارض نخوردن صبحانه برای کودکان و بزرگسالان چیست؟

عوارض نخوردن صبحانه تنها مختص کودکان یا نوجوانان نیست. بزرگسالان نیز با نخوردن صبحانه دچار مشکلات فراوانی می شوند. البته این موضوع را هم باید بدانید خوردن هر غذایی در وعده صبحانه درست نیست. اگر شما جزو آن دسته از افرادی هستید که تصور می کنید با خوردن هر نوع غذایی در وعده صبحانه می توانید از عوارضی که در ادامه نام می بریم جلوگیری کنید، باید بدانید کاملا در اشتباهید. زیرا همان قدری که خوردن صبحانه اهمیت دارد، نوع غذا و تغذیه ای که برای این وعده انتخاب می کنید نیز مهم است. پس تنها با خوردن یک غذای بی ارزش و پرکالری نمی توانید از آسیب های نخوردن صبحانه فرار کنید. بهتر است در ابتدا با عوارض نخوردن صبحانه آشنا شوید. در ادامه این عوارض را نام می بریم.

نخوردن صبحانه چه ایرادی دارد؟

کاهش کلی کیفیت زندگی

برای شروع کردن یک روز پرانرژی به وعده غذایی مناسبی نیاز دارید. خوردن صبحانه می تواند نیرو و انرژی زیادی برای رسیدگی به باقی کارهای روزانه تان به شما بدهد. به همین دلیل به صورت کلی خوردن صبحانه می تواند کیفیت زندگی شما را بالا ببرد. جالب است بدانید کارشناسان در طی تحقیقاتی متوجه شده اند افرادی که صبحانه می خورند تمایلی به انجام کارهای پرخطری مثل نوشیدن الکل یا کشیدن سیگار نشان نمی دهند. همچنین باید بدانید اغلب افرادی که تا صد سالگی عمر می کنند جزو آن دسته از افرادی هستند که وعده غذایی صبحانه را در برنامه خود دارند.

بی نظمی در قائدگی

افرادی که صبحانه نمی خورند در قائدگی آن ها بی نظمی و اختلال ایجاد می شود. این اتفاق در دانش آموزان و دانشجویانی که برای انجام کارهای روزانه خود به انرژی زیادی نیاز دارند بیشتر است.

ابتلا به دیابت

خوردن صبحانه می تواند از ابتدای همه افرا به خصوص بانوان به دیابت جلوگیری کند. افرادی که وعده صبحانه خود را حذف می کند 32 درصد بیشتر از افراد دیگر دچار دیابت می شوند. نخوردن صبحانه موجب مقاومت به انسولین می شود، مقاومت به انسولین هم دیابت را در بدن افراد ایجاد می کند. پس برای جلوگیری از دیابت هم که شده باید به فکر خوردن یک صبحانه مناسب در هر روزتان باشید.

میگرن و کاهش عملکرد قلب

یکی از بدترین عوارض نخوردن صبحانه ابتلا به میگرن است. عدم خوردن صبحانه یا یک صبحانه ناقص قند خون را کاهش می دهد. قند خون پایین نیز منجر به فشار خون بالا و میگرن در بدن می شود.

عده ای از محققان متوجه ارتباط نخوردن صبحانه و بروز حملات قلبی شده اند. همچنین تحقیقات نشان داده افرادی که صبحانه می خورند ریسک ابتلا آن ها به حملات قلبی کمتر است. توصیه ما به شما این است که برای جلوگیری از انسداد شریانی و خطر ابتلا به فشار خون و میگرن های دردناک، صبحانه ای مفید در ابتدای روز میل کنید.

ورم معده یا گاستریت

ورم معده یکی دیگر از آن عوارض مهم نخوردن صبحانه در افراد است. ورم معده در اثر گازی به نام گاستریت در معده ایجاد می شود.

کاهش متابولیسم

زمانی که صبح خود را بدون خوردن صبحانه آغاز می کنید، در طول روز بیشتر گرسنه می شوید. این گرسنگی باعث می شود از مواد غذایی با ارزش پایین در طول روز مصرف کنید. در نتیحه عادات غذایی بسیار بدی در شما ایجاد می شود. با این مشکل سوخت و ساز و متابولیسم بدن تان را نیز کاهش پیدا می کند. در نهایت نیز با کاهش سوخت و ساز نمی توانید به فعالیت های روزانه خود درست رسیدگی کنید.

کاهش سیستم ایمنی بدن

صبحانه مناسب هورمون های مربوط به سلول ایمنی بدن را فعال می کند.  از این رو یکی از عوارض نخوردن صبحانه، پایین آمدن سیستم ایمنی بدن است. با پایین آمدن سیستم ایمنی بدن نیز بیش از پیش دچار بیمارهای مختلفثی مانند سرما خوردگی و آنفولانزا می شوید.

 چاقی

زمانی که شما صبحانه خود را حذف می کنید یا آن را به طور کامل نمی خورید و تا وعده ناهار گرسنه می مانید، میزان تحمل گرسنگی شما پایین می آید. به این صورت در وعده ناهار حجم زیادی غذا میل می کنید. این اتفاق منجر به جذب کالری بسیار بالایی در بدنتان می شود. حتی طی تحقیقاتی ثابت شده افرادی که صبحانه مصرف نمی کنند 4 برابر بیشتر از افرادی که صبحانه می خورند دچار چاقی و اضافه وزن می شوند.

اخلاق بد

خوردن صبحانه میزان قند خون افراد را تنظیم می کند. از این رو زمانی که صبحانه می خورید و مواد غذایی مغذی و ویتامین های لازم را دریافت می کنید در طی روز نیز خوش اخلاق و با روحیه هستید. اما نخوردن صبحانه موجب گرسنگی مکرر و در نهایت بدخلقی در ادامه روز می شود.

کاهش ادراک و حافظه

خوردن صبحانه مناسب بر عملکرد مغز تاثیر می گذارد. همچنین نخوردن صبحانه باعث می شود مغز عملکرد مناسبی نداشته باشد و در نتیجه تمرکز افراد کاهش یابد. یکی دیگر از عوارض بد نخوردن صبحانه کاهش سطح حافظه است. این موضوع به خصوص در کودکان و نوجوانانی که مدرسه می روند تاثیر بسیار بدی در آن ها می گذارد.

عوارض نخوردن صبحانه

خوردن چه مواد غذایی در وعده صبحانه ممنوع است؟

با وجود اینکه خوردن صبحانه بسیار مهم است و نخوردن آن نیز عوارض بدی در پیش دارد اما هر نوع ماده غذایی برای مصرف در این وعده مناسب نیست.

چای و قهوه

یکی از عادات اکثر ایرانیان خوردن چای و قهوه در وعده صبحانه است. اما باید بدانید خوردن این دو نوشیدنی در اول صبح کار درستی نیست. مصرف چای و قهوه با معده خال،ی اسید معده را افزایش می دهد در نتیجه نیز موجب سوءهاضمه و سوزش سر دل در طول روز می شود.  همچنین نوشیدن چای و قهوه در صبح موجب اختلال در روند تنظیم کلسترول و هضم غذا می شود.

کورن فلکس

یکی از پرطرفدارترین غذاها در صبح کورن فلکس است. این ماده غذایی از مواد شیمیایی و رنگ تولید شده از این رو خوردن آن  رادر صبح را پیشنهاد نمی کنیم.

نوتلا و دیگر شکلات‌ها

نوتلا قند زیادی دارد. خوردن یک وعده شیرین در ابتدای صبح شاید به نظر هیجان انگیز برسد اما باید بدانید مصرفهر نوع قند و شکر در ابتدای روز، قند خون شما را به سرعت بالا می برد و به همان سرعت نیز کاهش می دهد، به همین دلیل بعد از گذشت دو یا سه ساعت دوباره احساس گرسنگی می کنید. از طرفی مصرف زیادی این نوع مواد غذایی می تواند منجر به دیابت شود. پس بهتر است در ابتدای صبح از مواد غذایی بسیار شیرینی مثل شکلات و نوتلا استفاده نکنید.

انواع شیرینی و دونات

بسیاری از افراد برای خوردن صبحانه، انواع شیرینی و دونات را انتخاب می کنند. مصرف این نوع مواد غذایی ارزان است و از طرف دیگر نیز نیاز به صرف زمان زیادی ندارد. اما خوردن آن ها در وعده صبحانه به هیچ عنوان درست نیست. همانطور که پیش از این گفتیم مواد قندی تنها برای کوتاه مدت شما را سیر نگه می دارند، همینطور هم موجب دیابت در شما می شوند. دونات ها و شیرینی های مختلف علاوه بر قند زیاد، چربی و کربوهیدرات بالایی هم دارند. ترکیب کربوهیدرات، چربی و قند بالا نتیجه ای جز چاقی ندارد.

غذاهای سریع مثل فست‌ و فود

به طور کلی در فرهنگ غرب، خوردن مواد غذایی مثل کالباس و سوسیس در وعده صبحانه بسیار متداول است. هر چند ما ایرانی ها نیز گاهی خوردن آن ها برای صبح ترجیح می دهیم. اما باید بدانید این نوع مواد غذایی از مقدار زیادی نمک، نیترات، سدیم، روغن و چربی فراوان تشکیل شده اند. از این رو مداومت در استفاده از آن ها بیماری های زیادی را در پی دارد. حتی اگر خوردن سوسیس و کالباس در صبحانه را ترجیح می دهید، بهتر است از سوسیس و وکالباس خانگی و با رسپی سالمی استفاده کنید. اما به طور کلی پیشنهاد ما به شما حذف این نوع مواد غذایی از همه وعده های غذایی تان است.

برای صبحانه چه مواد غذایی بخوریم؟

  • میوه و سبزیجات
  • تخم مرغ
  • انواع اسموتی
  • انواع مغزها
  • اوتمیل
  • کینوا
  • عسل

عوارض نخوردن صبحانه از نظر طب سنتی

در طب سنتی نخورن صبحانه موجب عوارض زیر می شود.

  • مشکلات تیروییدی
  • خشکی پوست
  • ضعف فرایند گوارش
  • ریزش موها و ابروها
  • کوتاهی قد در کودکان
  • دیابت در سنین بالا
  • چاقی مفرط
  • پوکی استخوان‌

سخن آخر

صبحانه مهم ترین وعده روز است. همه افراد در همه سنین به خصوص کودکان و نوجوانان باید برای خوردن صبحانه وقت کافی بگذارند. حتی اگر لازم است چند دقیقه زودتر بلند شوید و صبحانه ای مناسب برای خود آماده کنید؛ به این صورت می توانید در ادامه روز خود نیز انرژی کافی برای انجام کارهایتان داشته باشید. باید بدانید صرف هزینه و زمان مناسب برای وعده صبحانه ارزشش را دارد، زیرا عوارض نخوردن صبحانه بسیار زیاد است.

اثرات شب بیداری

احتمالا برایتان پیش آمده که به دلیل کارهای مختلفی که دارید یک شب را بیدار مانده باشید، البته در بسیاری از موارد نیز افراد بدون هیچ دلیلی شب را بیدار می مانند و به تماشای تلویزیون یا کارهای دیگر می پردازند. عده ای نیز کارهای عقب افتاده خود را شب ها انجام می دهند. نتیجه تحقیقات دانشمندان نشان می دهد 35 درصد از بزرگسالان، 6 ساعت در شب را بیدار می مانند. تفاوتی ندارد که دلیل شما برای بیدار ماندن چیست، تاثیر بی خوابی و شب بیداری بر بدن انسان بسیار زیاد است. بهتر است قبل از شب بیداری به خوبی با این تاثیرات مخرب آگاه شوید. به این صورت شاید نگاه درست تری به این موضوع داشته باشید.

 

اهمیت خوابیدن

هنوز هم دانشمندان به دلایل اصلی که نشان دهنده نیاز بدن به خواب باشد پی نبرده اند، اما مشکلات حاکی از بی خوابی خود دلیلی بر اهمیت خواب است. به صورت کلی می توان گفت خواب یک نیاز طبیعی بدن انسان برای رشد و ادراک بهتر است. افرادی که خواب درستی ندارند در مرحله اول اخلاق خوبی ندارند یا به خوبی نمی توانند با مسائل مختلف زندگی دست و پنجه نرم کنند.

بدن همه انسان ها به روزانه بین 6 تا 8 ساعت خواب مفید نیاز دارد. این در حالی است که حداقل 60 درصد از افراد بزرگسال مقدار خوابشان خیلی کمتر از 6 تا 8 ساعت در شبانه روز است.

 

شب بیداری به چه معناست؟

شب بیداری به معنای بیدارماندن در شب است. این کار می تواند علل مختلفی داشته باشد. در بعضی از موارد افراد به صورت ناخواسته از خواب بیدار می شوند و دیگر نمی توانند بخوابند، در بعضی موارد دیگر نیز افراد به صورت خودخواسته ترجیح می دهند شب را بیدار بمانند. حتی بسیاری از مشاغل مانند کادر درمانی بیمارستان، شغلی دارند که نیاز به شب بیداری دارد. در حال حاضر نیز این نوع شغل ها روز به روز در حال افزایش هستند.

ارتباط خواب با سن افراد

اگر به چرخه طبیعی رشد انسان نگاهی بیندازید متوجه می شوید خواب افراد و سن آن ها ارتباط مستقیمی با یکدیگر دارد. نوزادان بیشترین مقدار خواب را دارند. آن ها حداقل 12 تا 13 ساعت در روز را می خوابند. افراد در سنین مختلف کودکی نیز بین 12 تا 9 ساعت در روز را خوابند. اما هر چه به سن بلوغ و جوانی نزدیک می شویم، میزان خواب ما کمتر می شود. مثلا بیشتر نوجوانان به شب بیداری علاقه زیادی دارند.

 

 مهم ترین دلایل شب بیداری افراد چیست؟

  • انجام تمرینات ورزشی قبل از خواب شبانه، تاثیر بدی بر روند خواب افراد می گذارد.
  • مصرف الکل قبل از خواب نیز روند خواب را مختل می کند.
  • دمای اتاقی که افراد در آن می خوابند نیز می تواند در روند خواب آن ها موثر باشد. دمای ایده آل یک اتاق برای داشتن خوابی مناسب باید بین 18 تا 22 درجه سانتیگراد باشد.
  • استرس و اضطراب موضوع دیگری است که تاثیر بسیار بدی بر خواب افراد دارد. اکثر افرادی که استرس و نگرانی شدیدی دارند، خواب نامناسبی را تجربه می کنند. این افراد برای درمان مشکل خود باید به پزشک مراجعه کنند.
  • استفاده از کافئین قبل از خواب نیز، می تواند موجب شب بیداری شود. برای مثال مصرف قهوه که دارای میزان بسیار زیادی کافئین است قبل از خواب رفتار نادرستی است. به توصیه پزشکان باید حداقل 3 تا 5 ساعت پیش از زمان خوابتان کافئین بنوشید.
  • تغذیه و رژیم نامناسب نیز روند خواب را مختل می کند. برای مثال مصرف غذاهای چرب قبل از خواب باعث شب بیداری می شود.
  • طبق تحقیقات دانشمندان نور موجب بی خوابی می شود. برای مثال اگر در هنگام خواب چراغ خوابتان روشن است یا صفحه گوشی تان روشن است بهتر است آن ها را خاموش کنید. به این صورت می توانید خواب بهتری داشته باشید

مضرات بیدار ماندن در شب

 

علائم مهم شب بیداری چیست؟

شب بیداری در افراد مختلف علائم متفاوتی دارد، اما علائمی که در ادامه از آن ها نام می بریم، رایج ترین علائم هستند.

  • افسردگی
  • افزایش یا کاهش وزن در افراد
  • اضطراب، بدخلقی و زودرنجی
  • از دست دادن تمرکز و حواس پرتی در کارها
  • احساس خستگی و چرت زدن در طول روز

عوارض شب بیداری بر انسان چیست؟

شب بیداری و بی خوابی در شب تمام جنبه های جسمی و روانی انسان را تحت تاثیر قرار می دهد. با افزایش روند شب بیداری مشکلات نیز بیشتر می شوند به همین دلیل افرادی که این با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند باید آن را حل کنند. در ادامه به معرفی این عوارض می پردازیم.

از دست دادن توان یادگیری

بی خوابی در شب می تواند در عملکرد ذهن اختلال ایجاد کند. اختلال در عملکرد ذهن نیز باعث می شود، توان یادگیری افراد کاهش یابد. از آنجا که شب ها زمان مناسب تثبیت اطلاعات در ذهن افراد هستند، به همین دلیل افرادی که در شب ها بیدار هستند نمی توانند اطلاعات مغز خود را در لایه های درونی ذهن ثبت کنند.

فشار خون

خوابیدن در شب به افراد کمک می کند استرس خود را کم کنند. کمبود خواب نیز میزان استرس را تشدید می کند. از این رو افرادی که در شبانه روز کمتر از 5 ساعت می خوابند دچار فشارخون، التهاب و ضربان قلب بالا می شوند.

سکته مغزی و حمله قلبی

مشکلات قلبی‌عروقی و سکته از دیگر مشکلاتی است که شب ‌بیداری در پی دارد. این اتفاق به دلیل مختل شدن قسمت ‌هایی از مغز یا ایجاد التهاب در مغز میفتد.

چاقی و افزایش وزن

چاقی و افزایش وزن اتفاق بد دیگری است که در پی شب بیداری برای افراد ایجاد می شود. این اتفاق ممکن است چند دلیل داشته باشد. هورمونی در معده تولید می شود که گرلین نام دارد. میزان این هورمون به خواب شبانه افراد بستگی دارد. از این رو اگر افراد خواب خوبی در شب نداشته باشند، گرلین زیادی در بدن تولید می شود. میزان زیاد گرلین در بدن نیز موجب گرسنگی بیش از حد در افراد می شود.

از طرف دیگر بی خوابی، هوس های ناسالم و زیاده روی در خوردن غذا را افزایش می دهد. از این رو می توان گفت اکثر افرادی که شب بیداری دارند و خواب با کیفیتی ندارند دچار اضافه وزن زیادی می شوند. افسردگی

تحقیقات نشان داده افرادی که افسردگی دارند، خواب مناسبی در شب ندارند. ملاتونین هورمونی است که چرخه خواب و خلق و خو افراد را تنظیم می کند. خواب بی کیفیت میزان این هورمون را کاهش می دهد. افرادی که افسردگی دارند اغلب میزان هورمون ملاتونین آن ها تنظیم نیست.

اضطراب

افرادی که خواب درستی ندارند و اغلب در شب ها بیدارند، حملات پانیک و سطح استرس و اضطراب بالایی را تجربه می کنند. این افراد به صورت کلی نمی توانند استرس های روزانه خود را به درستی مدیریت و کنترل کنند.

دیابت

یکی از عواملی که باعث ایجاد دیابت در بدن می شود بی خوابی است. بدن افرادی که دچار شب بیداری هستند، به خوبی نمی توانند میزان گلوکز و انسولین را پردازش کند، از این رو بیشتر این دسته از افراد در معرض ابتلا به دیابت نوع 2 هستند.

کاهش باروری

بی خوابی موجب کاهش میل جنسی و اختلال در باروری افراد می شود. باید بدانید همان قسمتی از مغز که وظیفه کنترل ریتم شبانه را به عهده دارد، وظیفه تنظیم هورمون های مربوط به تولید مثل در افراد را نیز به عهده دارد. از این رو افرادی که شب بیداری دارند، هورمون تولید مثل آن ها به درستی تنظیم نمی شود. این موضوع در نهایت باروری و تخمک گذاری در آن ها را سخت می کند.

 

ایجاد مشکل در سیستم ایمنی بدن

سیستم ایمنی بدن نیز در ارتباط مستقیم با خواب شبانه است. اگر خواب کافی و با کیفیتی نداشته باشید سیستم ایمنی بدنتان کاهش پیدا می کند و در برابر ویروس های مختلفی مثل آنفولانزا و حتی سرماخوردگی نیز آسیب پذیر می شوید.

اختلالات روانی

اختلالات روانی ممکن است نتیجه شب بیداری و خواب ناکافی در افراد باشد. تحقیقات نشان داده افرادی که شب بیداری دارند، دچار اختلالات روانی مختلف مثل پارانویا و توهم می شوند.

از جمله دیگر بیماری هایی که افراد در اثر بی خوابی شبانه تجربه می کنند، می توان به تحلیل رفتن عضلات بدن، ریزش مو، مشکلات پوستی، ضعف چشم و کوچک شدن مغز به مرور اشاره کرد.

 

آیا مصرف داروهای خواب آور برای تنظیم خواب درست است؟

خیر، مصرف داروهای خواب آور بدون تجویز پزشک تان به هیچ عنوان درست نیست. حتی پزشکان نیز این  نوع داروها را برای همه افراد تجویز نمی کنند. این داروها تنها برای بعضی از افرادی که مشکلات بسیار خاصی دارند تجویز می شود. از طرفی مصرف خودسرانه این داروها می تواند عوارض جبران ناپذیری مثل خواب آلودگی در طول روز، خواب بیش از حد و غیره داشته باشد. پس به هیچ عنوان برای حل مشکل بی خوابی خود از داروهای خواب آور استفاده نکنید.

اثرات نخوابیدن در شب

تنظیم یک برنامه خواب مناسب

احتمالا تا به اینجای مقاله متوجه اهمیت خواب شده اید. فراموش نکنید خواب خوب به اندازه فعالیت روزانه و تغذیه مناسب برای بدن مهم است. از این رو بهترین کار این است که بتوانید برنامه خواب مناسبی برای خود تنظیم کنید. در ادامه راهکارهایی را برای داشتن خواب بهتر در شب معرفی می کنیم.

  • اگر به خواب میان روز عادت دارید بهتر است میزان و ساعت آن را تنظیم کنید. برای مثال بیشتر از 20  تا 30 دقیقه در طول روز نخوابید. به این صورت می توانید خواب شبانه مناسبی داشته باشید. چرت بیش از 20 تا 30 دقیقه در روز خواب شبانه شما را کاملا مختل می کند.
  • یک ساعت قبل از خواب گوشی و لپ‌تاپ خود را کنار بگذارید.
  • پیش از خوابتان مواد محرکی مثل قهوه و چای که کافئین بالایی دارند یا الکل را مصرف نکنید.
  • پیش از خواب ورزش سنگین نداشته باشید.
  • مکان مناسبی را برای خواب خود انتخاب کنید. این مکان باید از نظر میزان نور و دما کاملا مناسب باشد.
  • برای خواب بهتر می توانید قبل از خواب حمام کنید یا نوشیدنی های گرمی مانند شیر بنوشید.
  • به هیچ عنوان داروهای خواب آور را بدون تجویز پزشک و به صورت خودسرانه مصرف نکنید.

سخن آخر

خواب شبانه و مفید در میزان سلامتی افراد موثر است. از این رو افرادی که دچار شب بیداری و مشکلات خواب هستند باید برای رفع آن اقدام کنند. در ابتدا سعی کنید برنامه مناسبی برای رفع این مشکل تدوین کنید در ادامه اگر به تنهایی نتوانستید از پس آن بربیایید می توانید با یک پزشک مناسب در این زمینه مشورت کنید.

Call Now Button